♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞
♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞
✿
دور از نشاط هستی و غوغای زندگی،
دل با سکوت و خلوت غم خو گرفته بود
آمد، سکوت سرد و گرانبار را شکست، آمد،
صفای خلوت اندوه را ربود.
آمد به این امید که در گور سردِ دل،
شاید ز عشق رفته بیابد نشانه ای
او بود و آن نگاه پر از شوق و اشتیاق،
من بودم و سکوت و غمِ جاودانه ای
آمد مگر که باز در این ظلمت ملال، روشن کند به نور محبت چراغ من.
باشد که من دوباره بگیرم سراغ شعر،
زان بیشتر که مرگ بگیرد سراغ من.
گفتم مگر صفای نخستین نگاه را، در دیدگان غمزده اش جستجو کنم
وین نیمه جان سوخته از اشتیاق را،
خاکستر از حرارتِ آغوش او کنم
چشمان من به دیده او خیره مانده بود،
رخشید یاد عشق کهن در نگاه ما.
آهی از آن صفای خدایی زبان دل، اشکی از آن نگاه نخستین گواه ما.
ناگاه عشق مرده سر از سینه برکشید،
آویخت همچو طفل یتیمی به دامنم!
آنگاه سر به دامن آن گذاشت، آهی کشید از سر حسرت که : این منم!
باز آن لهیب شوق و همان شور و التهاب،
باز آن سرود مهر و محبت ولی چه سود
ما هر کدام رفته به دنبال سرنوشت؛
من دیگر آن نبوده ام و «او» دیگر او نبود
" فریدون مشیری "
▒ـNICE
█▒ـ
▒█▒ـLIKE
█▒█▒ـ
▒█▒█▒ـNICE
█▒█▒█▒ـ
▒█▒█▒█▒ـLIKE
█▒█▒█▒█▒ـ
█████████🦋⚜ـ
████████🦋⚜💙ـ
███████🦋⚜💙💜ـ
██████🦋⚜💙💜💚ـ
█████🦋⚜💙💜💚💛ـ
████🦋⚜💙💜💚💛🧡ـ
███🦋⚜💙💜💚💛🧡❤ـ
██🦋⚜💙💜💚💛🧡❤ـ
█✌⚜💙💜💚💛🧡❤👌ـ
█✌⚜💙💜💚💛🧡❤👏ـ
██🦋⚜💙💜💚💛🧡❤ـ
███🦋⚜💙💜💚💛🧡❤ـ
████🦋⚜💙💜💚💛🧡ـ
█████🦋⚜💙💜💚💛ـ
██████🦋⚜💙💜💚ـ
███████🦋⚜💙💜ـ
████████🦋⚜💙ـ
█████████🦋⚜ـ
█▒█▒█▒█▒ـ
#شعر#نقاشی#خدا#مرضیه#مهستی#معین#قدیمی#نوستالوژی#عکس#طراحی#دل#خسته#غمگین#موسیقی#عکس_نوشته#کلیپ#تنهایی#ویسگون#لایک#عاشقانه#جدایی#سریال#فیلم#طبیعت#شاعر#کیدارما#ریمیکس#آرایشی#گل#کرمانشاه#آهنگ#دختر#طنز#خنده#گریه#عید#روزگار#صبر#انتظار
✿
دور از نشاط هستی و غوغای زندگی،
دل با سکوت و خلوت غم خو گرفته بود
آمد، سکوت سرد و گرانبار را شکست، آمد،
صفای خلوت اندوه را ربود.
آمد به این امید که در گور سردِ دل،
شاید ز عشق رفته بیابد نشانه ای
او بود و آن نگاه پر از شوق و اشتیاق،
من بودم و سکوت و غمِ جاودانه ای
آمد مگر که باز در این ظلمت ملال، روشن کند به نور محبت چراغ من.
باشد که من دوباره بگیرم سراغ شعر،
زان بیشتر که مرگ بگیرد سراغ من.
گفتم مگر صفای نخستین نگاه را، در دیدگان غمزده اش جستجو کنم
وین نیمه جان سوخته از اشتیاق را،
خاکستر از حرارتِ آغوش او کنم
چشمان من به دیده او خیره مانده بود،
رخشید یاد عشق کهن در نگاه ما.
آهی از آن صفای خدایی زبان دل، اشکی از آن نگاه نخستین گواه ما.
ناگاه عشق مرده سر از سینه برکشید،
آویخت همچو طفل یتیمی به دامنم!
آنگاه سر به دامن آن گذاشت، آهی کشید از سر حسرت که : این منم!
باز آن لهیب شوق و همان شور و التهاب،
باز آن سرود مهر و محبت ولی چه سود
ما هر کدام رفته به دنبال سرنوشت؛
من دیگر آن نبوده ام و «او» دیگر او نبود
" فریدون مشیری "
▒ـNICE
█▒ـ
▒█▒ـLIKE
█▒█▒ـ
▒█▒█▒ـNICE
█▒█▒█▒ـ
▒█▒█▒█▒ـLIKE
█▒█▒█▒█▒ـ
█████████🦋⚜ـ
████████🦋⚜💙ـ
███████🦋⚜💙💜ـ
██████🦋⚜💙💜💚ـ
█████🦋⚜💙💜💚💛ـ
████🦋⚜💙💜💚💛🧡ـ
███🦋⚜💙💜💚💛🧡❤ـ
██🦋⚜💙💜💚💛🧡❤ـ
█✌⚜💙💜💚💛🧡❤👌ـ
█✌⚜💙💜💚💛🧡❤👏ـ
██🦋⚜💙💜💚💛🧡❤ـ
███🦋⚜💙💜💚💛🧡❤ـ
████🦋⚜💙💜💚💛🧡ـ
█████🦋⚜💙💜💚💛ـ
██████🦋⚜💙💜💚ـ
███████🦋⚜💙💜ـ
████████🦋⚜💙ـ
█████████🦋⚜ـ
█▒█▒█▒█▒ـ
#شعر#نقاشی#خدا#مرضیه#مهستی#معین#قدیمی#نوستالوژی#عکس#طراحی#دل#خسته#غمگین#موسیقی#عکس_نوشته#کلیپ#تنهایی#ویسگون#لایک#عاشقانه#جدایی#سریال#فیلم#طبیعت#شاعر#کیدارما#ریمیکس#آرایشی#گل#کرمانشاه#آهنگ#دختر#طنز#خنده#گریه#عید#روزگار#صبر#انتظار
- ۶۶۲
- ۳۱ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط