✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧𝟙𝟝

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧𝟙𝟝
مطمئن باش یک قدم تورو با سه قدم جبران میکنم ، حالا چه دورشدن باشه چه نزدیک شدن .
𓂃˖♪彡𝄞⨾𓍢ִ໋𓂃˖♪彡𝄞⨾𓍢ִ໋𓂃˖♪彡𝄞⨾𓍢ִ໋𓂃˖♪彡
مکس_
دو کلاس دیگر را پشت سر می‌گذاریم.اولی فیزیک جادوگری با لیلیث جکس مادر ماریان و دومی تجسس و آمادگی جسمانی با پدرم.تخصص ویل ریاضیات است اما به دلایلی تصمیم گرفته تدریسش نکند.ری و سوروس باهم حرف نمی‌زنند.کلاس های امروزمان تمام شده اند و قبل از شام نیم ساعت وقت خالی داشتیم.نمی‌دانم چقدرش باقی مانده چون پسر هارا دک کردم بدون من و سوروس هر گورستانی که می‌خواهند بروند تا چیزی را از سوروس بپرسم
"آشتی کردین سوروس؟"
"نمی‌دونم.اون ازم ناراحته"
"می‌خواین بهم بزنین؟"
"چی؟!البته که نه!برای یه دعوای مسخره...گه بگیرن حتی دعوا هم نبود...اشتباه از من بود.سرش داد زدم.اونم جلوی تو ولی...از دلش در میارم.من بخاطر یه سوتفاهم از دستش نمی‌دم!"
"پس برو پیداش کن.اگه تنها حل وفصلش ‌کنه اونقد فکر می‌کنه که مغزش بترکه!همیشه تعجب می کنم این همه فکر چطور تو مغز به اون کوچیکی جا شده"
"اگه باهاش حرف بزنم مودی و بلاتکلیف بنظر نمیام؟"
"نه احمق!چقد شما دوتا همه چی رو سخت می‌کنین!"
نگاهم می کند"ممنون مکس"
و بلند می‌شود.احمق.احمق ها!خدا لعنتتان کند!
دیدگاه ها (۰)

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①②_بخش دوم_ بدون چوبدستی وردی می...

رویایی واقعی اما مانند دروغ

چند ماه از روزی که ا/ت و سوکجین رسماً با هم وارد رابطه شده ب...

007-پنهان در مه - پارت ۸۴

𝑭𝒐𝒓𝒈𝒊𝒗𝒆 𝑴𝒆Part 25شوگا هنوز پشت شیشه اتاق ایستاده بود و نمی‌ت...

╭─────────────── 🥀 ───────────────╮✦ پارت ۶۰ | یه چیز مهم در...

like swan 🦢#like_swan𝑃𝑇 9ویو هویج:نامجون چند دقیقه‌ای بود که...

رمان: #رقص_در_میان_اتش پارت دوم: سایه‌ی تهدید و نگاه‌های مرم...

پارت ۲#تو راز شب های منی صبح روز بعد، سوآ با صدای زنگ ساعت ا...

«سوگند عشق»¹:partباران تازه بند آمده بود.کوچه‌های قدیمی یوکو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط