آیدل جذاب من

آیدل جذاب من
پارت⁸²

ویو نویسنده
(پرش زمانی شب)
از ترن هوایی پیاده شدیم

ات:وای بچه ها خیلی خوش گذشت

همه تایید کردن

آنا:گشنمهههه

جین رفت پیش آنا و ادای گریه درآورد

جین:منم همینطور آنا

آنا هم ادای گریه درآورد و ما نگاشون میکردیم و میخندیدیم

تهیونگ:من یه رستوران خوب سراغ دارم،بریم؟

آنا بوس هوایی برای تهیونگ فرستاد که تهیونگ با دستش رو هوا گرفتتش و دستش رو روی لپش گذاشت،از کارش خنده ای کردیم و به سمت ماشین ها رفتیم
حدودا ۱۰مین بعد به یه رستوران شیک رسیدیم

آنا:واو

خنده ای کردیم و وارد رستوران شدیم
گارسون به طرف میز راهنماییمون کرد،نشستیم و هرکدوم چیزی سفارش دادیم
بعد از اینکه غذاهارو آوردن مشغول شدیم که با حرفی که نامجون زد غذا تو گلوم پرید

نامجون:ات جیهوپ،شماها تصمیمتون مگه جدی نیست؟چرا اعلام نمیکنین؟

آنا محکم پشتم رو زد و یه لیوان آب بهم داد

جیهوپ:نمیدونم،بهش فکر نکردم،ات نظر تو چیه؟

ات:نمی..نمیدونم

که جیهوپ گفت

ادامه دارد....
دیدگاه ها (۳)

ات ویورفتم بیرون دیدم تهیونگ شلوار مردعنکبوتی منو پوشیدههههه...

ساعت ۹ شب بود. اَت از عصر منتظر تهیونگ بود تا باهم شام بخورن...

𓆩 پارت ۵۴ 𓆪 🖤ساعت ۸ شب ـ عمارت جیمینات از پله‌ها پایین اومد ...

چند پارتی تهیونگ

جادویی به نام عشق

dark life = 46ساعت بعد، ات جرأت کرد. آروم به سمت دفتر تهیونگ...

p1جونگکوک:اوففففففف... خسته شدممممممتهیونگ: خسته نباشینامجون...

پارت ۴

رمان دختر خاص ات تقریباً خوابش برده بود. چشماش نیمه‌باز بود،...

عشق_بعد_نفرت پارت: 4یونگی: ات یادت نرفته که باید همه مون رو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط