من پیر شدم دیر رسیدیخبری نیست

من پیر شدم ،دیر رسیدی،خبری نیست

مانند من آسیــمه سر و دربـدری نیست

بســـیـار برای تـو نـوشـتـم غـم خـود را

بســـیـار مرا نامه ،ولی نامه بری نیست

یک عمر قفس بست مسیر نفســــم را

حالا که دری هست  مرا بال و پری نیست

حـالا کـه مـقـــدر شــده   آرام بگـیـــــرم

سیـــلاب مرا بـرده و از مـن اثری نیست

بگـذار که درها هـمگـی بسـته بـمانـنـد

وقتی که نگاهی نگران پشت دری نیست

بگــذار تبـــر بـر کـــمــر شـــاخه بکـــوبد

وقتی که بهـار آمد و او را ثمــــری نیست

تلخ است مرا بودن و تلـخ است مرا عمر

در شهر به جز مــرگ متـاع دگری نیست
دیدگاه ها (۱)

بسم الله الرحمن الرحیم سلام علیکم شروع اول صبح با کلام الله ...

☀️ به نام یکتا بخشنده توانا خدایا بزرگ و توانا توییرحیم و رئ...

🔺روزنامه صهیونیستی جروزالم‌پست: هویت [شهید] #فخری‌زاده، اولی...

عجیب اما واقعی آب دادن فضای سبز در بارانی ترین روز امیدیه😂/ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط