☆سناریو بلولاک
موضوع اگه موقع دعوا بزنیم تو صورتشون(درخواستی)☆
ایساگی:ناراحت میشه و سرشو کج میکنه و بهت نگاه میکنه درحالی که داره گونه اش را میماله
باچیرا:با بازیگدشی سرشو میکشه عقب بعد گونه ات رو میبوسه و قلقلک میده تا از کارت پشیمون بشی
رین:یجوری نگات میکنه که به غلط کردن بیوفتی اما بعدش خجالت میکشه که اون روی سگشو بهت نشون داده وسریع پیشانی ات رو میبوسه و معذرت خواهی میکنه چون میترسه که بخاطر اینکار مثل سائه ترکش کنی
بارو: با لحنی عصبی میگه:پس ملکه جرات داره پادشاهشو بزنه ها؟ گمونم ملکه یکم نیاز به تنبیه داره و بعد مثل گونی سیب زمینی بلند میکنه میبره تو اتاق خواب...
کاراسو: پوزخند میزنه بعد سرتو نوازش میکنه و میگه:باشه باشه پرنسس نیاز نیست بزنی فهمیدم
☆پایان☆
چون نمیدونستم کسی که این درخواست رو داده برای بلولاک خواسته یا بادشکن دوتاشو نوشتم پارت بعدی بلولاک رو امشب یا فردا میدم
موضوع اگه موقع دعوا بزنیم تو صورتشون(درخواستی)☆
ایساگی:ناراحت میشه و سرشو کج میکنه و بهت نگاه میکنه درحالی که داره گونه اش را میماله
باچیرا:با بازیگدشی سرشو میکشه عقب بعد گونه ات رو میبوسه و قلقلک میده تا از کارت پشیمون بشی
رین:یجوری نگات میکنه که به غلط کردن بیوفتی اما بعدش خجالت میکشه که اون روی سگشو بهت نشون داده وسریع پیشانی ات رو میبوسه و معذرت خواهی میکنه چون میترسه که بخاطر اینکار مثل سائه ترکش کنی
بارو: با لحنی عصبی میگه:پس ملکه جرات داره پادشاهشو بزنه ها؟ گمونم ملکه یکم نیاز به تنبیه داره و بعد مثل گونی سیب زمینی بلند میکنه میبره تو اتاق خواب...
کاراسو: پوزخند میزنه بعد سرتو نوازش میکنه و میگه:باشه باشه پرنسس نیاز نیست بزنی فهمیدم
☆پایان☆
چون نمیدونستم کسی که این درخواست رو داده برای بلولاک خواسته یا بادشکن دوتاشو نوشتم پارت بعدی بلولاک رو امشب یا فردا میدم
- ۸۰۱
- ۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط