«عزیزم! من از بی قراری و رسواییِ جاماندگی، سر به بیابانها گذاردهام؛ من به امیدی از این شهر به آن شهر و از این صحرا به آن صحرا در زمستان و تابستان میروم. کریم، حبیب، به کَرَمت دل بستهام، تو خود میدانی دوستت دارم. خوب میدانی جز تو را نمیخواهم. مرا به خودت متصل کن.»
وصیت نامه سردار سلیمانی
#شهید_القدس #ساعت_عاشقی #قاسم_بن_الحسن
دیدگاه ها
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.