حاجآقا ینی اونقدی توی وجودمون دیدی که یهو انقلاب و دستمو
حاجآقا ینی اونقدی توی وجودمون دیدی که یهو انقلاب و دستمون بسپری و خودت بالا سرمون نباشی؟؟
حتما میتونستیم که اینجوری شده دیگه.
حتما میتونستیم...
#چشم_آقا
مراقبشیم. تا پای جون.
جون؟ کدوم جون؟ تا وقتی شما بودی یه ارزنی میارزید درمقابل شما. الان که همون ارزنم نیس. چه بهتر. دل کندن ازش راحتتره. جان ناقابلی داریم کف دست میگیریمش برای پاسداری از نظام. اگه پیروز شدیم که بردیم
اگرم شهید شدیم که میایم پیش تو.
دو سر سود. دو سر برد.
نترسیدیم حاجآقا. دلتنگیم فقط. بالاخره یتیم شدن سخته دیگه قبول کن😊
ولی سرباز همون سربازه. خدا هم همون خدای توعه. نه ما عوض میشیم نه خدا.
فقط دلمون تنگه حاجآقا. دلمون تنگه.
میدونی؟ اونطرف باحالتره...
همه هستن؛ شمایی، امامه. قاسمه. امیرعلی سیدحسن باقری سنوار ابوعبیده عماد و... همه اونطرفن. حاجآقا فقط دلتنگی نیس؛ حسودی هم هست یکم. زیاد نهها. کم... نه کم که نه؛ زیاد اتفاقا.
الان چه بزم سنگین و شادابی اونطرفه. چه بغل بغلیه؛ حاجآقا خوش بگذره. دعامون میکنی؟ البته معلومه که میکنی. گفتن نداشت.
حاجآقا مراقبمون باش. قول میدیم با اقتدار جلو بریم. ولی یوقت بهرحال دلمون یا پامون اگه لرزید کمکمون کن.
حاجآقا نمیگم خدافز. زودی برمیگردی دیگه؟ رجعت و اینا. دعا کن اون موقع جلوت سربلند باشیم و بگیم دیدی چه قوی انقلاب و آوردیم تا اینجا...
چقد حرف زدم؛ بسه
یهویی رفتی؛
باز خدا قاسم و امیرعلی و سیدحسن و بقیه رو خیر بده که سختی این فراغها رو یکم کمتر کردن. وگرنه الان چقدمون مرده بود... یکم آبدیدهمون کردن اونا بهرحال.
مجبوریم محکم خودمونو نشون بدیما. راهی نداریم. فداتشم. فعلا❤️
حتما میتونستیم که اینجوری شده دیگه.
حتما میتونستیم...
#چشم_آقا
مراقبشیم. تا پای جون.
جون؟ کدوم جون؟ تا وقتی شما بودی یه ارزنی میارزید درمقابل شما. الان که همون ارزنم نیس. چه بهتر. دل کندن ازش راحتتره. جان ناقابلی داریم کف دست میگیریمش برای پاسداری از نظام. اگه پیروز شدیم که بردیم
اگرم شهید شدیم که میایم پیش تو.
دو سر سود. دو سر برد.
نترسیدیم حاجآقا. دلتنگیم فقط. بالاخره یتیم شدن سخته دیگه قبول کن😊
ولی سرباز همون سربازه. خدا هم همون خدای توعه. نه ما عوض میشیم نه خدا.
فقط دلمون تنگه حاجآقا. دلمون تنگه.
میدونی؟ اونطرف باحالتره...
همه هستن؛ شمایی، امامه. قاسمه. امیرعلی سیدحسن باقری سنوار ابوعبیده عماد و... همه اونطرفن. حاجآقا فقط دلتنگی نیس؛ حسودی هم هست یکم. زیاد نهها. کم... نه کم که نه؛ زیاد اتفاقا.
الان چه بزم سنگین و شادابی اونطرفه. چه بغل بغلیه؛ حاجآقا خوش بگذره. دعامون میکنی؟ البته معلومه که میکنی. گفتن نداشت.
حاجآقا مراقبمون باش. قول میدیم با اقتدار جلو بریم. ولی یوقت بهرحال دلمون یا پامون اگه لرزید کمکمون کن.
حاجآقا نمیگم خدافز. زودی برمیگردی دیگه؟ رجعت و اینا. دعا کن اون موقع جلوت سربلند باشیم و بگیم دیدی چه قوی انقلاب و آوردیم تا اینجا...
چقد حرف زدم؛ بسه
یهویی رفتی؛
باز خدا قاسم و امیرعلی و سیدحسن و بقیه رو خیر بده که سختی این فراغها رو یکم کمتر کردن. وگرنه الان چقدمون مرده بود... یکم آبدیدهمون کردن اونا بهرحال.
مجبوریم محکم خودمونو نشون بدیما. راهی نداریم. فداتشم. فعلا❤️
- ۲.۱k
- ۱۰ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط