{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یویچیرونزوکو کامادو میشه با من بیای تو رابطه و به تو علا

یویچیرو:نزوکو کامادو میشه با من بیای تو رابطه و به تو علاقه دارم 😊🍅

نزوکو:ببخشید یویچیرو اما من من یکی دیگرو
دوست دارم




برگردم به شینوبو و گیو

چند ماه گذشته و گیو میخواست از شینوبو خاستگاری کنه

(((نکته:یکی از شما عزیزان یه درخواستی توی رمان داده من هم اون رو مینویسم براش اگه
درخواستی دارید برايه رمان یا خارج از رمان و
من براتون انجام میدم ))) برگردم سره رمان







گیو رفت پیشه شینوبو
از زبان گیو
سلام کوچو
شینوبو:سلام تومیوکا سان

گیو
زانو زد و يه انگشتر 💍 رو به سمت شینوبو گرفت و گفت:کوچو شینوبو آیا حاظر با من تومیوکا گیو ازواج کنی ؟؟؟🍅🍅

شینوبو تویه شوک رفت و از چشماش اشک میومد و گفت:تو....تو..‌تو.........تو....تومیوکا....ساننن😖
جواب چه کوچو ؟؟؟؟

شینوبو:من دوست دارم گیو و میگم بله بله بله

بعد از چند وقت شینوبو و گیو بعد از عروسی شینوبو و گیو رفتن تویه خونه خودشون و بعد گیو و شینوبو رفتن توی اتاق و بعد گیو گفت : شینوبو تو قراره منو بابا کنی
و اون کارو هارو کردن که منحرف ها میدونن
دیدگاه ها (۶)

☆♡🎀°۱۵۶°🎀♡☆تای شودنمون مبارک باشه ازتون خیلی خیلی ممنون که خ...

☆•° اهواز کیان شهر خیابان ۱ سپاه°•☆

پخلوی 🤣🤣🤣🤣

این چیه یکی به من بگه🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣

پارت ۷

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط