من برای خیلیها بدترینها را خواستم؛
من برای خیلیها بدترینها را خواستم؛
درست شبیه همان کارهایی که در حق دیگران کردند.
اشکهایی که ریختند،
دلهایی که سوزاندند،
جگرهایی که به آتش کشیدند،
زندگیهایی که ویران کردند،
غرورهایی که له کردند،
حسرتهایی که بر دلها گذاشتند،
و آههای سردی که از سینهها بلند کردند.
من شکایتهایم را پیش خدا بردم،
ناله کردم،
نفرین کردم...
اما
بعضی چیزها هرگز اتفاق نیفتاد،
بعضی را من ندیدم،
و بعضی آنقدر سطحی و نامحسوس بود
که به چشم نیامد.
من خدا نیستم؛
صبر او را ندارم،
اهل تدبیر هم نیستم،
و بعید میدانم بتوانم آیندهای دور را ببینم.
اما میدانم خدایی که
اول و آخر است،
ظاهر و باطن است،
عادل و رئوف است،
منتقم و جبار است،
ظلم نمیکند؛
نه به من،
نه به او،
و نه به هیچکس.
شاید امروز،
شاید فردا،
و شاید روزی در جهانی دیگر؛
او حق را میگیرد
و به صاحبش بازمیگرداند.
درست شبیه همان کارهایی که در حق دیگران کردند.
اشکهایی که ریختند،
دلهایی که سوزاندند،
جگرهایی که به آتش کشیدند،
زندگیهایی که ویران کردند،
غرورهایی که له کردند،
حسرتهایی که بر دلها گذاشتند،
و آههای سردی که از سینهها بلند کردند.
من شکایتهایم را پیش خدا بردم،
ناله کردم،
نفرین کردم...
اما
بعضی چیزها هرگز اتفاق نیفتاد،
بعضی را من ندیدم،
و بعضی آنقدر سطحی و نامحسوس بود
که به چشم نیامد.
من خدا نیستم؛
صبر او را ندارم،
اهل تدبیر هم نیستم،
و بعید میدانم بتوانم آیندهای دور را ببینم.
اما میدانم خدایی که
اول و آخر است،
ظاهر و باطن است،
عادل و رئوف است،
منتقم و جبار است،
ظلم نمیکند؛
نه به من،
نه به او،
و نه به هیچکس.
شاید امروز،
شاید فردا،
و شاید روزی در جهانی دیگر؛
او حق را میگیرد
و به صاحبش بازمیگرداند.
- ۴.۴k
- ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط