به زحمت جارو را از دستش گرفتم.

به زحمت جارو را از دستش گرفتم.
داشت محوطه را آب و جارو می کرد.
کار هر روز صبحش بود.

ناراحت شد و گفت :

بگذار خودم جارو کنم این جوری بدی های درونم هم جارو می شوند.

"شهید محمدابراهیم همت"

#با_شهدا_گم_نمی_شویم
دیدگاه ها (۱)

ادامه اگه روز مرد براشون کادو بخریم :تاکئومی : ات : تاکئومی ...

#حکایت پسر کوچکی وارد مغازه ای شد، جعبه نوشابه را به سمت تلف...

مهم‌ترین چیز توی هر رابطه‌ای ، احترامه.و احترام از همین چیزا...

♥️🍃دعا می کنم برای توبرای خودمبرای همه مانکسی چه می داندشاید...

☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆...

♥️🍃دعا می کنم برای توبرای خودمبرای همه مانکسی چه می داندشاید...

𓆩 پارت ۵۳ 𓆪 🖤جیمین هنوز داشت به ات می‌خندید که گوشی‌اش زنگ خ...

*آن نگاه آسمانی سیّد الشّهدای دفاع مقدّس هشت‌ساله کجا و این ...

عاشقانه های شبنم

تو پست قبلی https://wisgoon.com/v/SQXRHJ4HJM گفتم که اینکه چ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط