{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به زحمت جارو را از دستش گرفتم.

به زحمت جارو را از دستش گرفتم.
داشت محوطه را آب و جارو می کرد.
کار هر روز صبحش بود.

ناراحت شد و گفت :

بگذار خودم جارو کنم این جوری بدی های درونم هم جارو می شوند.

"شهید محمدابراهیم همت"

#با_شهدا_گم_نمی_شویم
دیدگاه ها (۱)

#سعدی

ماه من .. پارت : ۲

ترجمه صحبت‌های پایانی جونگکوک در روز اول تور Arirang بی‌تی‌ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط