فــکر مـيکردم در قلب تو محــکوم به حبــس ابدم. خشکم زد وق
فــکر مـيکردم در قلب تو محــکوم به حبــس ابدم. خشکم زد وقتﮯ زندانبان بر سرم فرياد زد "هــﮯ تـو آزادﮮ!" و صداﮮ پاﮮ غريبه اﮮ که به ســـلـولــم مـﮯ آمد
- ۱۷۴
- ۲۷ تیر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط