{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جمعه ها را باید سکوت کرد

جمعه ها را باید سکوت کرد
شعر نوشت
و باران را نوازش کرد...

خطی از بغض های نوازش یاس را
نشانید بر طلوع شبنم گونه ی اشک...

و به پاس تمام نبودنها
شمارش ثانیه های سکوت را
بر زمزمه ی بغضها روانه ی باران کرد ...

و اینگونه غروب کرد
بر باور رویا گونه ی آدینه ی دلتنگی ها...
دیدگاه ها (۱)

سوختمباران بزن شاید تو خاموشم کنیشاید سوزش این زخم ها را تو ...

دلےدارم ڪه تـاوانـش غـم تـوسـتخــریــدار نــگیــن خــاتــم ت...

ﭼﺮﺍ نمیکُشدﻣﺮﺍ،ﺧﺪﺍﯼﭼﺸﻤﻬﺎﯼ ﺗﻮﻣﯿﺎﻥ ﺁﺏ ﻭﺁﺗﺸﻢ ﺑﺮﺍﯼﭼﺸﻤﻬﺎﯼ ﺗﻮﻗﺴﻢ ﺑ...

‏مردم کتاب رایگان نمیخوننچون رایگانه!کتاب پولی هم نمیخرنچون ...

آروم دستش را بر روی صورت مضطرب پسرک گذاشت و او را آرام مجبور...

چندپارتی:وقتی باهاش قهر بودی و...pt⁴(end)بغض بدی گلوشو گرفته...

Anybody

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط