{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گه‌گداری کتری قدیمی مادرم را که پدرم زمان نامزدی‌اش تَه پ

گه‌گداری کتری قدیمی مادرم را که پدرم زمان نامزدی‌اش تَه پیاده رو کنار امام‌زاده روستایشان دزدکی به او هدیه داده بود، را زیر بغل می‌زنم و شال و کلاهی می‌کنم؛
راهی ایستگاه اتوبوس می‌شوم،
و با اتوبوس خودم‌ را به همان خیابان درازی که نزدیک به جنگلِ سیب سرخ است می‌رسانم؛
و از دامنه کو‌های کناری‌اش رد میشم.
پشت قُله‌های کوه، کتری را روی هیزم‌های سوخته‌ای که بارها از آنها استفاده کرده‌ام می‌گذارم؛
و چای سبزی که زیر یکی از سنگ های همان‌جا پنهان کرده‌ام را درون کتری می‌ریزم، و
بعد وارد رویای شیرین دیرینه‌ام که بین خودم و قله‌های کوه و سیب‌های سرخ جنگل است، می‌شوم و ساعت‌ها حرف به حرف آن را می‌بافم؛
از آمدنت گرفته تا ماندنت!
‌
👤 #فرشته_متقی_فر
دیدگاه ها (۴)

چرا توریست‌ها به ولینگتون #نیوزلند سفر می‌کنند؟ولینگتون شهری...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❸'به همین داغ بسوزی که مرا سوخته‌ای'#صائب_تبریزی✮...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②⓪_بخش دوم_یک چوب خشک از روی زمی...

عشقی گمشده در تاریکی جنگلپارت ۸(از زبون راوی)...وقتی اون گل ...

_____پارت¹⁸ نفرین کوچولو_____به‌خاطر آدرنالین، تمام بدنم به ...

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊¹⁷من آزادم و برای همین است که گمگشته‌امفرانتس ک...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

📖 آکادمی آستریاپارت دوازدهم | «کلید»هوای آکادمی سنگین‌تر از ...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط