{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قلبی که دیگه برای دیگران نمیزنه

قلبی که دیگه برای دیگران نمیزنه
پارت ۲

+خب این اختراع میتونه از زمرد ها یه اندازه انرژی بدزده و تبدیلش کنه به کریستال های کوچیک میخواستم بگم زمرد های کوچیک ولی خب میشکنن وقتی ازشون استفاده بشه قدرت زمرد ها بی نهایته ولی برای این دستگاه فقط میشه انرژی دزدید و وقتی ازشون استفاده شد قدرتشونو از دست میدن و کریستال بی رنگ میشه و هیچ قدرتی ندارن ولی اگه یکم انرژی
توشون بمونه نمیشکنن
_وای تیلز یعنی میشه با این دستگاه از زمرد ها انرژی دزدید ؟؟
یکم خطرناک نیست ؟؟
اگه بیفته دست اگمن ...
+نگران نباش سونیک این دستگاه به کامپیوتر پایگاه وصله و هر بچه کریستالی درست بشه ثبت میشه تازه این دستگاه از راه دور هم کنترل میشه میتونم بدونه اینکه لمسش کنم از کامپیوتر پایگاه نابودش کنم و از اونجایی که فقط من طرز کار با این دستگاه رو بلدم عمرا خطرناک باشه ببین زمرد رو میزاریم اینجا مال خودتو داری اون آبیه ؟
_آره اینجاست
<از لای موهاش درش میاره>
+بزارش اینجا خب حالا این دکمه قرمز رو با این دکمه مخفی که کناره دستگاهه فشار میدیم دقت کن این دکمه بیرون نیست اگه فقط یک دکمه رو فشار بدی دستگاه به پایگاه سیگنال خطر میفرسته و البته موقعیت دستگاه آخه ردیاب توشه و بعد کریستالو توی این محفظه میزاریم از قبل یدونه گذاشتم و تمام
_ولی اینکه هنوز روشنه ؟
+سونیک همه که مثل تو سریع نیستن این دستگاهم جزوی از اوناست و اینکه این دستگاه محدودیت هایی داره بیشتر از بیستا کریستال در روز نمیتونه درست کنه و هر کریستال تا یه حدی داخل خودش انرژی نگه میداره برای مثال تلفنی که بیشتر از صد درصد شارژ نگه نمیداره
_جالبه اع خاموش شد
+خب تمومه بیا این کریستالو بگیر ولی فردا زمرد باهات نباشه بزارش یه جای دیگه تا بتونیم قدرت کریستال هارو آزمایش کنیم
_باشه رفیق من دیگه خستم میرم بخوابم
+باشه برو شب بخیر سونیک
_ شب بخیر رفیق کوچولو

از زبان سونیک

بعد از گفتن شب بخیر رفتم تو اتاقو درو قفل کردم
خودمو پرت کردم رو تخت
_هااااااه
<از خستگی آه میکشه>
داخل ذهنش
امروز بلا نبوده سرم نیاد از صبح با اگمن مبارزه کردن و نجات مردم گرین هیلز [تپه سبز]
اونا جدا کمک به تیلز رو دوست دارم ولی خسته کننده بودن
_آخ هاه دوباره ؟؟
<نگاه میکنه و میبینه زیر دست راستش زخم شده ‌اونقدری عمیق بود که خون بیاد>
_چرا متوجه نشدم اَه

بلند میشم و میرم سمت حموم زخم رو میشورم و بعد باند پیچیش میکنم و دوباره توی تخت دراز میکشم

ولی واقعا تا کی ؟
تا کی میخوام این وضعیت رو ادامه بدم ؟
تا کی قراره مدام زخمی بشم قبل از اینکه زخم های قبلیم بهبود پیدا کنن ؟
تا کی میخوام مردم رو نجات بدم ولی خودم چی ؟
کسی برای نجات من میاد ؟
هه فکر کنم احتمالاً بزرگترین ترسم اتفاق بیفته
اینکه ...
_تو تنهاییم میمیرم
چشمامو میبندم خسته تر از اونیم که به خواب رفتنم طول بکشه

از زبان تیلز

واقعا سونیک یادش رفت که صدام کنه و خودش تنهایی غروب خورشید رو نگاه کرد؟
هاه حتماً خیلی احساس خستگی میکنه

از پله ها بالا میرم و به سمت اتاق خودم که کنار اتاقه سونیکه حرکت میکنم که ...

_تو تنهاییم میمیرم

با شنیدن حرف سونیک سرجام میخکوب میشم

چی ؟؟
الان چی گفت ؟؟؟
این صدای سونیک بود چرا این حرفو زد ؟؟؟

نگاهم به سمت در اتاقش میره
اون واقعا خوبه ؟
دستمو سمت دستگیره در بردم و سعی میکنم بازش کنم ولی قفله
حالا که فکر میکنم هردفعه ایی که برای سونیک چیزی اوردم همیشه وقتی درو باز میکرد قفل بوده این یه چیز عادیه ولی ...
حس میکنم یه چیزی اشتباهه
فردا باهاش صحبت میکنم
<به سمت اتاقش میره و میخوابه>

از زبان سونیک

ساعت سه صبح در حالی از خواب بلند میشم که صدای انفجار میاد

_اَه لعنت بهت اگمن آخه سه صبح وقت حمله کردنه
+سونیک‌!
_الان میام
دستکش و جورابم و کفشمو میپوشم سمت در میرم
+بدو بریم
_بریم

به سمت گرین هیلز میدویم و با ارتش ربات های اگمن رو به رو میشیم در حالی که بقیه اعضای تیم دارن با ربات ها میجنگن
(ناکلز ، روژ ، سیلور ، شدو ، امی)


شرمنده بخاطر تاخیر در بارگذاری
دارم بیشتر مینویسم از صبوری شما ممنونم.
دیدگاه ها (۰)

قلبی که دیگه برای دیگران نمیزنهپارت ۳از زبان نویسندهاگمن ربا...

شرمنده عزیزان برای نبود فعالیت در چند روز اخیر فصل امتحانها ...

قلبی که دیگه برای دیگران نمیزنهپارت ۱از زبان سونیکدرحالی که ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط