{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ارباب من

ارباب من


Part23





چاعان:بشین روی تخ//ت


لیا:اروم به طرف تخ//ت رفتم و نشستم چاعان امد پیشم دستامو گرفت و بوسید


چاعان:دستاشو بوسید م لبخندی زد میخندی کوچولو


لیا:پسر من کوچولو نیستم


چاعان:پسر!


لیا:اوم


چاعان:اگه پیش بقیه بگی پسر چی میشه...


لیا:لبمو گ//از گرفتم


چاعان:لبخندی زدم کوچولو دیونم کردی تو


لیا:مات نگاهش کردم من؟مگه من چیکار کردم؟


چاعان:با چشمای سبز جنگلی ،لبخندت ،معصومیت،حرف زدنات،شیطونیات،دلبریات


لیا:لبخندی زدم


چاعان:بیا بخوابیم فردا باید برم شرڪت پیراهنمو در اوردم و رو تخ//ت دراز کشیدم لب زدم بیا بغلم



لیا:پیش چاعان دراز کشیدم و رفتم توی بغلش


چاعان:بو//سه ای روی لب//ش زدم و خوابیدیم
دیدگاه ها (۰)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط