{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

?

?
سرتان را می اندازید پایین و بدون هیچ اجازه و حرفی وارد زندگی کسی میشوید...
بعد هم که خسته شدید و حوصلیتان سر رفت همانطور بی هیچ حرف و کلامی سرتان را می اندازید میروید...
با خودتان نمیگویید،
‏آدم چطور به دلتنگی هایش حالی کند
که کسی که برایش بی قراری میکند دلتنگش نیست
و برگشتنی هم در کار نیست؟
با خودتان نمیگوید،
با این همه وابستگی چطور زندگی کند؟

چطور بعد از شما به زندگی یکنفره ادامه دهد؟
اصلا فکر کرده اید اگر دلتنگ آغوشتان شد باید چه کار کند...؟
اصلا فکر کرده اید،
به اینکه امیدی را نا امید کرده اید
و هر شب در اتاقی
از چشمانی که کمی هم آشناست
سیل راه می افتد..؟
اصلا فکر کرده اید،
چه کسی میخواهد خرابی های سیلی که از چشمانش جاری میشود را جبران کند...؟
نمیدانم اصلا مگر شما فکر هم میکنید!

لطفا عادتِ تنهایی را از هیچ آدمی نگیرید!
تنهایی قبل از وابستگی با تنهایی بعد از وابستگی خیلی تفاوت دارد،
یک جور جان کندن است!
جان کندن که میدانی یعنی چه
یعنی دلتنگ شوی و دلتنگیت رفع نشود...!
لطفا برگرد...
دیدگاه ها (۳)

اختلاف ها و مشکلات دقیقا از اونجایی شروع میشه که توقع داریم ...

هیچ اتفاقی هم نیفتاده باشد،دخترها یک بغض‌های آخرِ شبی برای ‌...

خیلی از ماحتا بلد نیستیم آرزو کنیمو گاهی آرزوهایمان را هم از...

از هرکی بپرسی از چی متنفری سریع میگه دروغ!همگی از دروغ متنف...

مرز میان آموختن و انسداد ادراکی

مرز میان آموختن و انسداد ادراکی

سلام بر هر کسی که خدا مقدر کرده است نوشته مرا بخواند عزای ان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط