♥نثار اولین لبخند♥
♥نثار اولین لبخند♥
ی خاطره ای از شغلم بگم بدنیست بخونید...
ی خانمی بعدازسالها نازایی صاحب فرزندی شده بود..موقعیکه نوزاد متولد شد مادر با اشتیااق وصف نشدنی گفت:بچه امو بیاار ببینم..نوزاد در آغوش مادر قرارگرفت مادر قربون صدقه بچه اش میرفت و با مهربانی باهاش حرف میزد درهمان حین نوزادی که لحظاتی از تولدش نگذشته بود لبخندی بسیار زیبا نثار مادرش کرد.... همه ماا تعجب کردیم..
هیچوقت این خاطره رو فراموش نمیکنم..
ی خاطره ای از شغلم بگم بدنیست بخونید...
ی خانمی بعدازسالها نازایی صاحب فرزندی شده بود..موقعیکه نوزاد متولد شد مادر با اشتیااق وصف نشدنی گفت:بچه امو بیاار ببینم..نوزاد در آغوش مادر قرارگرفت مادر قربون صدقه بچه اش میرفت و با مهربانی باهاش حرف میزد درهمان حین نوزادی که لحظاتی از تولدش نگذشته بود لبخندی بسیار زیبا نثار مادرش کرد.... همه ماا تعجب کردیم..
هیچوقت این خاطره رو فراموش نمیکنم..
- ۵۶۴
- ۲۳ مرداد ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط