my dance partner
my dance partner 🌊
#my_dance_partner
𝑷𝑨𝑹𝑻 16
ویو جیمین:
اجرامون شروع شد رفتیم روی صحنه طبق پلن و با اهنگ شروع کردیم بدنش نرم و حرکاتمون روون بود جمعیت مجذوب حرکت ما بودن و هیچکس هیچی نمیگفت و با نگاه تحسین امیز و گرمی بهمون نگاه میکردن. چه لحظه ارامش بخشی اونم با ات.
بعد اجرا کنار هم واستادیمو تعظیم کردیم من دست اتو گرفتم و جمعیت بلند شد و برامون دست میزدن و تشویق میکردن به ات لبخند زدم و اون در جواب خنده ی کوتاهی کرد. پشت صحنه رفتیم و لباسای اجرا رو دراوردیم و بقیه روی صحنه اجرا میکردن.
وقتی از اتاق لباس دراومدم چوی رو دیدم.
چوی: ات خیلییی خوب بودی با اون لباس خیلی میدرخشیدی ولی فکر نمیکنی جیمین یکم... ولش کن به هر حال نباید امشبمونو خراب کنم.
چوی به به ات چشمک زد مرتیکه عوضی. جیمین چی هوم؟ بعدا پدر تورم درمیارم چوی. حسادت، عصبانیت داشت تو وجودم رخنه میکرد اما خودمو اروم کردم.
رفتم نزدیک و گلومو صاف کردم که چوی از ات فاصله گرفت و قبل از اینکه بره زد رو شونم و گفت: کارت عالی بود مستر پارک و پوزخند زد و رفت. تا حالا اینقدر از تلفظ اسمم چندشم نشده بود تا وقتی اون زر زد.
کنار ات نشستم که ات یهو دستمو گرفت.
_ات؟ خوبی؟
=اره فقط..... دلم برات تنگ میشه
دلم لرزید، ات خوشملم دلش برام تنگ میشه چون به احتمال زیاد دوباره میرم بوسان و تو سئول نمیمونم.
ات یهو بغلم کرد و منم بغلش کردم.
_منم دلم برات تنگ میشه ات.... تو خیلی خوبی... دوست خوب....
دوست خوب تاحالا از کلمه ی دوست اینقدر بدم نیومده بود.
انگشتاش لباسمو چنگ زد و میل به رها کردنم نداشت منم نداشتم.
موهاشو نوازش کردم.
.
.
.
#معروف_پرست_نباشیم
#بی_تی_اس
#فیک_نویس
#فیک
#فیک_بی_تی_اس
#فیک_تهیونگ
#فیک_جونگ_کوک
#فیک_جیمین
#فیک_جین
#فیک_نامجون
#فیک_شوگا
#فیک_جیهوپ
#فیک_نامجین
#فیک_مافیایی
#فیک_تهکوک
#فیک_یونمین
#فیک_استریت
#فیک_ته
#فیک_کوک
#فیک_یونگی
#بی_تی_اس
#بنگتن
#آرمی
#کیپاپ
#فن_فیکشن
#داستان_بی_تی_اس
#سناریو_بی_تی_اس
#فانتزی
#نامجون
#جین
#یونگی
#شوگا
#جیمین
#هوسوک
#جی_هوپ
#جونگ_کوک
#جی_کی
#تهیونگ
#ته_ته
#my_dance_partner
𝑷𝑨𝑹𝑻 16
ویو جیمین:
اجرامون شروع شد رفتیم روی صحنه طبق پلن و با اهنگ شروع کردیم بدنش نرم و حرکاتمون روون بود جمعیت مجذوب حرکت ما بودن و هیچکس هیچی نمیگفت و با نگاه تحسین امیز و گرمی بهمون نگاه میکردن. چه لحظه ارامش بخشی اونم با ات.
بعد اجرا کنار هم واستادیمو تعظیم کردیم من دست اتو گرفتم و جمعیت بلند شد و برامون دست میزدن و تشویق میکردن به ات لبخند زدم و اون در جواب خنده ی کوتاهی کرد. پشت صحنه رفتیم و لباسای اجرا رو دراوردیم و بقیه روی صحنه اجرا میکردن.
وقتی از اتاق لباس دراومدم چوی رو دیدم.
چوی: ات خیلییی خوب بودی با اون لباس خیلی میدرخشیدی ولی فکر نمیکنی جیمین یکم... ولش کن به هر حال نباید امشبمونو خراب کنم.
چوی به به ات چشمک زد مرتیکه عوضی. جیمین چی هوم؟ بعدا پدر تورم درمیارم چوی. حسادت، عصبانیت داشت تو وجودم رخنه میکرد اما خودمو اروم کردم.
رفتم نزدیک و گلومو صاف کردم که چوی از ات فاصله گرفت و قبل از اینکه بره زد رو شونم و گفت: کارت عالی بود مستر پارک و پوزخند زد و رفت. تا حالا اینقدر از تلفظ اسمم چندشم نشده بود تا وقتی اون زر زد.
کنار ات نشستم که ات یهو دستمو گرفت.
_ات؟ خوبی؟
=اره فقط..... دلم برات تنگ میشه
دلم لرزید، ات خوشملم دلش برام تنگ میشه چون به احتمال زیاد دوباره میرم بوسان و تو سئول نمیمونم.
ات یهو بغلم کرد و منم بغلش کردم.
_منم دلم برات تنگ میشه ات.... تو خیلی خوبی... دوست خوب....
دوست خوب تاحالا از کلمه ی دوست اینقدر بدم نیومده بود.
انگشتاش لباسمو چنگ زد و میل به رها کردنم نداشت منم نداشتم.
موهاشو نوازش کردم.
.
.
.
#معروف_پرست_نباشیم
#بی_تی_اس
#فیک_نویس
#فیک
#فیک_بی_تی_اس
#فیک_تهیونگ
#فیک_جونگ_کوک
#فیک_جیمین
#فیک_جین
#فیک_نامجون
#فیک_شوگا
#فیک_جیهوپ
#فیک_نامجین
#فیک_مافیایی
#فیک_تهکوک
#فیک_یونمین
#فیک_استریت
#فیک_ته
#فیک_کوک
#فیک_یونگی
#بی_تی_اس
#بنگتن
#آرمی
#کیپاپ
#فن_فیکشن
#داستان_بی_تی_اس
#سناریو_بی_تی_اس
#فانتزی
#نامجون
#جین
#یونگی
#شوگا
#جیمین
#هوسوک
#جی_هوپ
#جونگ_کوک
#جی_کی
#تهیونگ
#ته_ته
- ۶.۲k
- ۰۹ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط