{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رفت

رفت
از خیال
به جانم
آن که قرار بود
فراموش شود
دیدگاه ها (۱۳)

پارادوکس یعنی؛تمامِ روز به دوست داشتنت مشغول باشمو آخرِ شب ب...

هیچ چیز سر جایش نیستمثلاً تویی کهالانزیرِ این باران باید کنا...

زن که باشیرها کردن بلد نیستییک نفر راهمیشه با خود داری...

به احمقانه ترین شکل ممکن دلتنگ کسی هستم که هیچ خیابانی رابا ...

آمدم نفرین کنم آتش بگیری بی وفا🌸فکر آن "درد و بلای ...

نیست یک ساعت قرار این جانِ بی‌آرام را🌸یا رب آن آرامِ جانِ بی...

چشمِ تو، دلِ مرا برد و به جانم نشستتا ندانم که چه شداین دلِ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط