Part²
Part²
× همینجوری محو زیبایی پیشیم بودم که گوشیم زنگ خورد، مامان یونگی بود: سلام مادر جان
°سلام عروس گلم حالت خوبه؟؟ حال پسرم خوبه؟؟
+ممنونم مادر جان بله همه خوبن، چیزی شده؟
°نه عروس گلم فقط خواستم بگم مهمونی امشب ساعت ۹ هستش گفتم که بدونی
+عا باشه مادر جان خیلی ممنونم که گفتید
°خواهش عروسم خب فعلا خدانگهدار امشب میبینمت
+همچنین خداحافظ 😊
_ مامانم بود عزیزم؟
+اره عشقم مامانت بود گفت که مهمونی ساعت ۹ هستش
_باشه بیب ولی رفتیم نزدیک هلین نشو خیلی... هوف ول کن
+باشع ددی حواسم هست؛ لباشو بوسیدم و رفتم توی اتاقم و دراز کشیدم وخوابیدم....
+ یونگی ازت متنفرم چطور میخوای منو ول کنی بری با هلین(گریه)
_چی؟؟ حالت خوبه؟؟؟ اصلا برم به تو چه طلاقت میرم راحت میشم از قیافه نحست دختره ه...رزه
+الان هر....زه رو با من بودی عوضیییی؟؟؟ هر...زه تویی که دست اون ج....نده رو گرفتی و آوردی تو خونه ی من پسره هولللل
_ زدم تو گوشش و گفتم: راجب زنم درست حرف بزن ه...رزهععع(عربده)
+ یهو از خواب پریدم؛ عرق کرده بودم؛ وای همش خواب بود خداروشکر(کامنتا: وادافاک چیشددد🤣😁) دیدم یونگی اومد تو اتاقم
_ بیبی چیشده بود؟؟ همش ناله میکردی؟؟ چرا گریه میکنی نفسم؟؟
+ شوگا خواب دیدم با هلین بهم خیانت کردییی(گریه)
_ اووو نه عشقم من هیج وقت ولت نمیکنم بیب
+ مرسی ددی( مظلوم)
_ فدای قیافت بشم من؛ ساعت ۷ بیا آماده شیم بیب
+ بریم ددی
_ دیگه نبینم حالت بد باشه هااا
+ چشممم
"از زبان شوگا"
یه کت و شلوار مشکی پوشیدم( اسلاید بعد) و عطر مورد علاقهی ات و خودمو زدم و موهامو مرتب کردم و ساعتمو انداختم منتظر دختر کوچولوم بودم
"از زبان ات"
× همینجوری محو زیبایی پیشیم بودم که گوشیم زنگ خورد، مامان یونگی بود: سلام مادر جان
°سلام عروس گلم حالت خوبه؟؟ حال پسرم خوبه؟؟
+ممنونم مادر جان بله همه خوبن، چیزی شده؟
°نه عروس گلم فقط خواستم بگم مهمونی امشب ساعت ۹ هستش گفتم که بدونی
+عا باشه مادر جان خیلی ممنونم که گفتید
°خواهش عروسم خب فعلا خدانگهدار امشب میبینمت
+همچنین خداحافظ 😊
_ مامانم بود عزیزم؟
+اره عشقم مامانت بود گفت که مهمونی ساعت ۹ هستش
_باشه بیب ولی رفتیم نزدیک هلین نشو خیلی... هوف ول کن
+باشع ددی حواسم هست؛ لباشو بوسیدم و رفتم توی اتاقم و دراز کشیدم وخوابیدم....
+ یونگی ازت متنفرم چطور میخوای منو ول کنی بری با هلین(گریه)
_چی؟؟ حالت خوبه؟؟؟ اصلا برم به تو چه طلاقت میرم راحت میشم از قیافه نحست دختره ه...رزه
+الان هر....زه رو با من بودی عوضیییی؟؟؟ هر...زه تویی که دست اون ج....نده رو گرفتی و آوردی تو خونه ی من پسره هولللل
_ زدم تو گوشش و گفتم: راجب زنم درست حرف بزن ه...رزهععع(عربده)
+ یهو از خواب پریدم؛ عرق کرده بودم؛ وای همش خواب بود خداروشکر(کامنتا: وادافاک چیشددد🤣😁) دیدم یونگی اومد تو اتاقم
_ بیبی چیشده بود؟؟ همش ناله میکردی؟؟ چرا گریه میکنی نفسم؟؟
+ شوگا خواب دیدم با هلین بهم خیانت کردییی(گریه)
_ اووو نه عشقم من هیج وقت ولت نمیکنم بیب
+ مرسی ددی( مظلوم)
_ فدای قیافت بشم من؛ ساعت ۷ بیا آماده شیم بیب
+ بریم ددی
_ دیگه نبینم حالت بد باشه هااا
+ چشممم
"از زبان شوگا"
یه کت و شلوار مشکی پوشیدم( اسلاید بعد) و عطر مورد علاقهی ات و خودمو زدم و موهامو مرتب کردم و ساعتمو انداختم منتظر دختر کوچولوم بودم
"از زبان ات"
- ۳۱۰
- ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط