{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

لبانش میخندید اما

لبانش میخندید اما
غم در چشمانش پرسه میزد...
دیدگاه ها (۰)

انقَدَر خستم که اگر گویند فردا خواهی مُرد امشبم راجشن میگیرم...

روزی می‌رسد؛که یک پارچه ی سفید پایان می‌دهد؛ به من...به شیطن...

و حرف‌های نزده‌ی ما به سکوت، به گریه‌ی ناگهانی حین غذا پختن،...

چه اندوهی را تحمل می‌کنی کهچشم‌هایت این‌چنین غمگین است؟

آه سبزه ای پشت لبانش تشنه‌ی جان من است🕊

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط