{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رمان :آیدل من

رمان :آیدل من

پارت:«5»
ویو«ا/ت»
که نامجون گفت :
نامجون : خب الان بیایین در مورد دنس و آهنگ حرف بزنیم و نظر بدیم
پسرا و دخترا : باش
حدود سه ساعت طول کشید تا آهنگ و دنس رو طراحی و بنویسیم
خیلی خسته شدیم فردا باید میرفتیم تا اهنگمون رو ظبط کنیم بعدش باید میرفتیم دنس میکردیم بعدش کنسرتو و موزیک ویدیو هوفففففف خیلی خسته می‌شدیم این هفته ، نگاهی به ساعت کردم که ساعت 8 بود راه افتادیم خونه ی مشترکمون ، رسیدیم خونه هیچکدممون حوصله نداشتیم که غذا درست کنیم پس تصمیم گرفتیم تا غذا سفارش بدیم ...
غذا اومد شام خوردیم بعد هر کس رفت اتاق خودش رفت خوابید
^پرش زمانی به دو ماه بعد^
ویو «ا/ت»
خماریییییییی
دیدگاه ها (۰)

رمان : آیدل من پارت :«6»^پرش زمانی به دو ماه بعد ^ویو «ا/ت»د...

«لباس پسرا برای کنسرت»

رمان : آیدل من پارت: «4»ویو «ا/ت»رسیدیم کمپانی ، از ماشین پی...

«لباس دخترا برای کمپانی»

A love that begins with jealousy ✨part9:رسیدم خونه... باید و...

پارت. 33

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط