{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شب می‌شود و ماه می‌شوی

شب می‌شود و ماه می‌شوی
میان تمام سیاهی‌هایم.
شاید به هم رسیدن قلب‌ها،
آنقدرها هم دور از تصور نباشد.
تو مرا در آغوش بگیر،
قلب‌ها که هیچ...
قول می‌دهم تا استخوان یکی شویم.
تو تنم را بپیچ میان دست‌هایت،
سلول‌هایم یک به یک غرق
می‌شوند میان سلول‌هایت.
تو برای من، خودت نیستی!
تو برای من، جانِ منی...
دیدگاه ها (۰)

تنهایے را هنڪَامے فهمیدمڪه وقت دلتنڪَے هیچ شانہ اےسنڪَینے بغ...

آرام آرامچه عاشقانه دنیـایم شـدی؟بـه راسـتی چه می کنداین عشـ...

دســت نوشتــه هــای عمــو هیــون قسمــت سیزدهــم عشق به ت...

☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆بـ؏ـضـے آدَمـهــا شَبـیـهِ مِعجِـزِه‌اَن.....

لعنتی، تمام آن ساعت‌ها به این فکر می‌کردم که مگر نمی‌گویند م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط