~ تکپارتی ~
~ تکپارتی ~
جیمین"
درخواستی..
جیمین: _
ات: +
وقتی از سربازی میاد و تو کلی تغییر کردی...
( این تکپارتی قرار بود از کوک باشه " درخواستیه " ولی قبلی کوک بود واسهی همین هم این از جیمینه "
ویو جیمین ..
آخرین روز ، آخرین روز سربازی .. بالاخره تموم شد ..
به خونه رفتم ... با اینکه فقط ۱ سال گذشته ... تغییر های بزرگی توی کوچه ها و خیابون ها هست ..
به خونه رسیدم .. خونمون ، هیچ تغییری نکرده! همونجوری که بود .. هست؛
با آرومی .. زنگ در خونه رو زدم .. ماسک رو درنیاوردم تا ببینم ات منو میشناسه یا نه ..
" در رو باز کرد "
+ ببخشی..
قیافش آشنا بود .. فقط چشماش معلوم بود .. چی ؟ جیمین ؟
آروم ماسکش رو پایین دادم و اون هم .. مانع کارم نشد ..
و آره .. درست حدس زده بودم .. کسی که کلی منتظرش مونده بودم ..
" محکم بغلش کرد "
+ دلم برات تنگ شده بودد
" بغل متقابل "
_ منمم فرشته کوچولومم
+ نمیدونم چی بگممم .. بالاخرهه تموم شدد نهه ؟
_ آرههه
+ آخجوونن
_ چقدر تغییر کردیی قشنگمم .. خوشگل تر شدیی
+ مرسییی .. بیا توو
_باشهه
_ خونمون هیچ تغییری نکردهه
+ نزاشتم تغییر بکنهه ..
_ حالا من بگم واقعا دلم برای چی تنگ شده بود ؟
+ هوومم چی؟؟
پسر دستای دختر رو گرفت و آروم لباشو روی لبای سرخ دختر قرار داد ..
آروم به سمت گردنش رفت و بوسهای روی گردن دختر کاشت...
_ دلم برای این تنگ شده بود بیبی .. برای اینکه مزت کنم؛
و اون شب .. همسایه ها به پلیس زنگ زدن .. برای جیغ های بلندی که از توی خونهی اونها میومد ؛
پایان:)
انقدر حال میده اخرش دارک میشهه😭🤏
نظرر؟
جیمین"
درخواستی..
جیمین: _
ات: +
وقتی از سربازی میاد و تو کلی تغییر کردی...
( این تکپارتی قرار بود از کوک باشه " درخواستیه " ولی قبلی کوک بود واسهی همین هم این از جیمینه "
ویو جیمین ..
آخرین روز ، آخرین روز سربازی .. بالاخره تموم شد ..
به خونه رفتم ... با اینکه فقط ۱ سال گذشته ... تغییر های بزرگی توی کوچه ها و خیابون ها هست ..
به خونه رسیدم .. خونمون ، هیچ تغییری نکرده! همونجوری که بود .. هست؛
با آرومی .. زنگ در خونه رو زدم .. ماسک رو درنیاوردم تا ببینم ات منو میشناسه یا نه ..
" در رو باز کرد "
+ ببخشی..
قیافش آشنا بود .. فقط چشماش معلوم بود .. چی ؟ جیمین ؟
آروم ماسکش رو پایین دادم و اون هم .. مانع کارم نشد ..
و آره .. درست حدس زده بودم .. کسی که کلی منتظرش مونده بودم ..
" محکم بغلش کرد "
+ دلم برات تنگ شده بودد
" بغل متقابل "
_ منمم فرشته کوچولومم
+ نمیدونم چی بگممم .. بالاخرهه تموم شدد نهه ؟
_ آرههه
+ آخجوونن
_ چقدر تغییر کردیی قشنگمم .. خوشگل تر شدیی
+ مرسییی .. بیا توو
_باشهه
_ خونمون هیچ تغییری نکردهه
+ نزاشتم تغییر بکنهه ..
_ حالا من بگم واقعا دلم برای چی تنگ شده بود ؟
+ هوومم چی؟؟
پسر دستای دختر رو گرفت و آروم لباشو روی لبای سرخ دختر قرار داد ..
آروم به سمت گردنش رفت و بوسهای روی گردن دختر کاشت...
_ دلم برای این تنگ شده بود بیبی .. برای اینکه مزت کنم؛
و اون شب .. همسایه ها به پلیس زنگ زدن .. برای جیغ های بلندی که از توی خونهی اونها میومد ؛
پایان:)
انقدر حال میده اخرش دارک میشهه😭🤏
نظرر؟
- ۷.۹k
- ۰۷ دی ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۱۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط