{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}


شدم شاعر به چشمانی که صد شعر و غزل دارد
لبش تک بیت نوشینی و هر مصرع عسل دارد

کلام مست و گیرایش شبیه شعر سیمین است
و بر فرهاد شیدایش غزݪ بانوۍ شیرین است

#محمد_امیری
دیدگاه ها (۰)

آشفته دلان را هوس خواب نباشدشوری که به دریاست به مرداب نباشد...

زمستان گو بپوشد شهر را در سایه‌های تیره ‏و سردشبهار آن‌جاست!...

✐چه شب ها من و آسمان تا دم صبحسرودیم نم نم : تو را دوست دارم...

خدا چیست؟ کیست؟ کجاست؟ خدا در دستیست که به یاری میگیریدرقلب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط