خدا اجازه ؟؟؟؟؟
خدا اجازه ؟؟؟؟؟
گاهی دلم می گیرد
از آدم هایی که در پس نگاه سردشان با لبخندی گرم فریبت می دهند...
دلم میگیرد از خورشیدی که گرم نمی کند......
و نوری که تاریکی می دهد...
ازکلماتی که چون شیرینی افسانه ها فریبت می دهند...
دلم می گیرد...
از سردی چندش آور دستی که دستت را می فشارد.و نگاهی که به توست و هیچ وقت تو را نمی بیند..
كوچه ها را بلد شدم..
خیابانها را..
رنگها را..
جدول ضرب را..
و دیگر در هیچ راهی گم نمیشوم
اما...
هنوز میان آدمها گم میشوم....
مــــــــــــــــن آدمهــــــــــــــــا را بلـــــــــــد نیســـــــــــــــــــــتم...
گاهی دلم می گیرد
از آدم هایی که در پس نگاه سردشان با لبخندی گرم فریبت می دهند...
دلم میگیرد از خورشیدی که گرم نمی کند......
و نوری که تاریکی می دهد...
ازکلماتی که چون شیرینی افسانه ها فریبت می دهند...
دلم می گیرد...
از سردی چندش آور دستی که دستت را می فشارد.و نگاهی که به توست و هیچ وقت تو را نمی بیند..
كوچه ها را بلد شدم..
خیابانها را..
رنگها را..
جدول ضرب را..
و دیگر در هیچ راهی گم نمیشوم
اما...
هنوز میان آدمها گم میشوم....
مــــــــــــــــن آدمهــــــــــــــــا را بلـــــــــــد نیســـــــــــــــــــــتم...
- ۶۱۱
- ۱۲ شهریور ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط