{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آن یار که عهد دوستداری بشکست

آن یار که عهد دوستداری بشکست



می رفت و منش گرفته دامان در دست


گفتا که دگر باره به خوابم بینی



پنداشت که بعد از او مرا خوابی هست!!!
دیدگاه ها (۱)

یک عمر تو زخمهای ما را بستی هر روز کشیدی به سر ما دستی ...

از من رمیده یی و من ساده دل ھنوزبی مھری و جفای تو باور نمی ک...

من سر به تنم زیاد بود از اول شالوده ام از تضاد بود ...

با این که گرفته رنگ غم بال وپرم ای کاش به سمت بیکران ها بپرم...

آیه_تراپی | وقتی چیزی رو از دست دادی و فقط تلخی ماجرا رو می‌...

پایان آدمیزادنه از دست دادن رفیق است...نه رفتن یار...نه تنها...

من کیستم!

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

چرا استیضاح وزیر امور خارجه را در سامانه مجلس ثبت کردم؟دکتر ...

از بزرگی پرسيدند:معنی زن چيست؟با تبّسم گفت:لوحی از شيشه است ...

اسب سفید پادشاه

Attar050511

شده دلتنگ شوی چاره نیابی جز اشک!

امام #زمانمدلم برای ورود تو لحظه شماری می‌کند و حنجره ام تو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط