{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مادربزرگم می گفت:

مادربزرگم می گفت:

دل هر آدمی دری دارد…

باید باز کنی درِ دلت را رویِ لبخندها…

می گفت:

هر کدام از این درها یک کلید بیشتر ندارند

کلیدِ دل آدم دست خودش نیست

می گفت: کلیدها را پخش کرده اند بین آدمها

و هر کس یکی برای خودش برداشته

می گفت :

بلند شو و بگرد

بگرد ببین کلید قلبِ چه کسی در دستِ توست

و ببین کلید قلبت کجاست ؟
دیدگاه ها (۷)

این کیک قلبــی رو به افتخار شما دوستای ویسگونیــم درست کردمم...

ای  روشن ترین انحنای شببا تو میگویم که دلم این روز ها گرفتهخ...

دیگه انقدر تو پست هام گفتم خدایا خدایا خدایا میترسم خدا بیاد...

مادرم ب من اموخت چادر سر کردن بلدی نمیخواهد عشق میــخواهـد♥پ...

☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆بـ؏ـضـے آدَمـهــا شَبـیـهِ مِعجِـزِه‌اَن.....

گاهی «برو» گفتن، آخرین تلاشِ یک دلِ ترسیده برای دیده‌شدن است...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط