دلمه گرگدرون داریوش

✍ دڪلمه #گرگ_درون❤ ️ داریوش❤ ️

گفت دانایی که گرگی خیره سر

هست پنهان در نهاد هر بشر

لاجرم جاری است پیکاری سترگ

روز و شب مابین این انسان و گرگ

زور بازو چاره ی این گرگ نیست

صاحب اندیشه داند چاره چیست

ای بسا انسان رنجور پریش

سخت پیچیده گلوی گرگ خویش

وی بسا زور آفرین مرد دلیر

هست در چنگال گرگ خود اسیر

هر با گرگش مدارا می کند

خلق و خوی گرگ پیدا می کند

در جوانی جان گرگت را بگیر

وای اگر این گرگ گردد با تو پیر

روز پیری گر که باشی هم چو شیر

ناتوانی در مصاف گرگ پیر

مردمان گر یکدگر را می درند

گرگ هاشان رهنما و رهبرند

اینکه انسان هست این سان دردمند

گرگ ها فرمانروایی می کنند

گرگ ها همراه و انسان ها غریب

با که باید گفت این حال عجیب..
دیدگاه ها (۸)

دل اگر بســــــتی ، محـــــــکم نبند! ...

گلشن طبع من آراسته از لاله و نسرینهمه در حسرتم ای گل! که به ...

"سلام " سلامی به بلندای آسمان... به بزرگی این جهان... به ثرو...

سلام صبحتان بخیرازخداونددلےآرام همراه بامهربانےقلبےپرازلطافت...

هر که گرگ درونش را در اندازد به خاک رفته رفته میشود

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط