ساقیا امشب پر از دردم خرابم کن

ساقیا امشب پر از دردم خرابم کن
سیه مستـم نما سیر از شرابم کـن
قدح پر کن که کام از جام برگیرم

زخود بی­خود نما ساقی کبابم کن

نه از دلبـر گرفتم کام نه از سـاغر

دگر ساقی مرا مجنون خطابم کن

بـریز باده به کـام ایـن دل ناکـام

سحر­چون­ آفتاب­ آمد­مرا­دعوت­ به­ خوابم ­کن

که من در خواب گیرم کام از دلبر

بدین راضی شدم ساقی خرابم کن
دیدگاه ها (۱)

دل من تنگ تو شد، کاش که پیدا بشویکه بیایی و در این تنگیِ دل ...

« همان بهتر که رفتی »میخواستمت اما رفته بودی ، آمدم ببینمت ا...

دنیا کوچکتر از آن استکه گم شده ای را در آن یافته باشیهیچ کس ...

. گرگ عاشق آهویی شد,تمام دندان هایش راکشیدکه اورانخورد,آهوی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط