{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چه حال ناخوشی دارم ، پُر از تشویشِ تقدیرم

چه حال ناخوشی دارم ، پُر از تشویشِ تقدیرم
هراسِ مرگ را دارم ، ولی از زندگی سیرم
میان سرنوشتِ خود ، غریب و خانه بر دوشم
به شوقِ شهرتی بیجا ، دچار رنجِ تزویرم
نگاهم میکند دنیا ، به حالم سخت میخندد
که من در فکر آزادی ، ولی او کرده زنجیرم
ندارم چاره ای اما ، درونم خلوتی دارم
تمام غوره هایم را ، بدانجا آب میگیرم
منی که زندگی با او ، سرِ جنگی عبث دارد
چه میداند که من هر روز ، هزاران بار میمیرم
دیدگاه ها (۱)

. عمریــــــــست که میبازم و یک برد نــــــــدارم.... اما چه...

باید کسی باشد که هر وقت بار تنهاییت سنگین شدهر وقت کمر کلمات...

نازنین لیلای من امشب برایم ناز کن ساز دلتنگی مزن آغوش خود را...

نفرین به شعرهایم اگر چشم های تواینگونه از شنیدنشان گریه میکن...

چه حال ناخوشی دارم،پُر از تشویشِ تقدیرمهراسِ مرگ را دارم،ولی...

چه حال ناخوشی دارم،پُر از تشویشِ تقدیرمهراسِ مرگ را دارم،ولی...

چه حال ناخوشی دارم،پُر از تشویشِ تقدیرمهراسِ مرگ را دارم،ولی...

خدا همان دستی‌ستکه وقتی همه چیز از دستت رها می‌شودآرام و بی‌...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿ای عاشقِ خام، از خدا دوری توما با تو ...

رهایتنمی‌کردم! مگر زمانی که مرا از قصد گم کردی.

امام صادق عليه السلام:اگر به كسى خوبى كردى، آن را با منّت گذ...

HRE

تفکرات مهم اقتصادی در جهان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط