ی غزل

یڪ غزل
مهمان #چشمانت شدم

یڪ جهنم
سوختم من تا ابد ...
دیدگاه ها (۱)

بی فاصلهمی خواهمت ؛آنقدر که با هم یکی شویم ،،،

#دلـــــــم ..در سنتی ترین بافتِ قلبـم بنا شده...به ساده بود...

بی تابم شبیه آخرین سطر نامه ای عاشقانه ....که پُر ازبوسه است...

گاهی؛دلت از سن و سالت میگیردمیخواهیکودک باشیکودکی که به هر ب...

ڪـــــاشمیشد تو را از خیال بیرون ڪشید...ڪمے بوسیدتڪمے بہ چشم...

من در کهکشان چشمانت گم شدم 🔮

عصر است...مرا مهمان کن!به فنجانی قهوه ی تلخ از چشمانت،و چند ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط