کونیچیوا مینا_سان 👋
کونیچیوا مینا_سان 👋
خب راجب سناریو فیک جدید هست!
از اونجایی که کسی تا الان ایده نداده و فقط تعداد کمی لایک داشتیم تصمیم بر این شد که کاور سناریو فیک این باشه چون بیشتر به سناریو میخوره!
و حالا دارید با خودتون میگید که چرا اینقدر سریع و اتفاقا من دیشب حوالی ساعت ۱و نیم تا ۲ و نیم شب تازه این رو پست کردم و ازتون نظر خواستم و الان ۱۱ و نیم صبحه و زمان زیادی نگذشته!
ولی خب من خدایی خیلی دلم میخواد شروع کنم پس با این عکس و اسم بسیار مسخره:
*عاشقانه برادران اوچیها *
داستان رو پیش میبرم تا زمانی که یه اسم خوب پیشنهاد بدید!
اگه خوشتون اومد هم میتونم این اسم رو نگه دارم ولی فکر نکنم خوشتون بیاد!
و راستی راجب سناریو مون!
یکم از روی سناریو ایشون ایده گرفته شده ولی صرفا چون واسه شروع داستان ایده کم دارم از سناریو ایشون استفاده کردم:
@naruto_chan
ولی توی سناریو ایشون دختر ناروتو هست ولی اینجا ناروتو پسره و دختر داستان ما ا/ت هستش و دوستان نوشتن ا/ت یکم سخته پس اگه یه دیدین جای ا/ت نوشته بود لیدیا بدونین گشادیم کشید و از اسم خودم استفاده کردم!
البته اسم واقعیم لیدیا نیست ولی شخصا یک کاراکتر برای خودم از مدتها قبل ساختم به اسم هوشینو لیدیا که از فامیلی ای استفاده کردم و این کاراکتر موهاش مثل ای بنفش تیره هست و یه وقتایی شبیه سیاه میشه اما تو نور بیشتر بنفش هست و توی یه نور خاص حتی شبیه به صورتی روشن هم میشه و چشماش مثل ای هست و یه وقتایی قرمز میشه و خیلی باحاله و قویه و جادو و هرچی بگی داره و من وارد هر انیمه ای بگی کردمش و اون مثل ایساگی قدرت فکری زیادی داره و خیلی بیش از حد با هوشه و دروغ رو احساس میکنه اگه دیده باشین مثل "دروغگوی دوست داشتنی " اگه ندیدین اینجوریه که هرکی دروغ بگه گوشش زنگ میزنه ولی نمیفهمه دقیقا حقیقت چیه و فقط دروغ رو تشخیص میده ولی لیدیا نه تنها دروغ رو احساس میکنه با حس ششم بلکه با هوش بالاش تو چند ثانیه میفهمه حقیقت چیه و در کل خیلی باحاله و توی داستان این مسائل میان و احتمالا بجای ا/ت ، لیدیا رو بیارم توی داستان ولی شما خودتون رو به عنوان لیدیا در نظر بگیرید!
خب راجب سناریو فیک جدید هست!
از اونجایی که کسی تا الان ایده نداده و فقط تعداد کمی لایک داشتیم تصمیم بر این شد که کاور سناریو فیک این باشه چون بیشتر به سناریو میخوره!
و حالا دارید با خودتون میگید که چرا اینقدر سریع و اتفاقا من دیشب حوالی ساعت ۱و نیم تا ۲ و نیم شب تازه این رو پست کردم و ازتون نظر خواستم و الان ۱۱ و نیم صبحه و زمان زیادی نگذشته!
ولی خب من خدایی خیلی دلم میخواد شروع کنم پس با این عکس و اسم بسیار مسخره:
*عاشقانه برادران اوچیها *
داستان رو پیش میبرم تا زمانی که یه اسم خوب پیشنهاد بدید!
اگه خوشتون اومد هم میتونم این اسم رو نگه دارم ولی فکر نکنم خوشتون بیاد!
و راستی راجب سناریو مون!
یکم از روی سناریو ایشون ایده گرفته شده ولی صرفا چون واسه شروع داستان ایده کم دارم از سناریو ایشون استفاده کردم:
@naruto_chan
ولی توی سناریو ایشون دختر ناروتو هست ولی اینجا ناروتو پسره و دختر داستان ما ا/ت هستش و دوستان نوشتن ا/ت یکم سخته پس اگه یه دیدین جای ا/ت نوشته بود لیدیا بدونین گشادیم کشید و از اسم خودم استفاده کردم!
البته اسم واقعیم لیدیا نیست ولی شخصا یک کاراکتر برای خودم از مدتها قبل ساختم به اسم هوشینو لیدیا که از فامیلی ای استفاده کردم و این کاراکتر موهاش مثل ای بنفش تیره هست و یه وقتایی شبیه سیاه میشه اما تو نور بیشتر بنفش هست و توی یه نور خاص حتی شبیه به صورتی روشن هم میشه و چشماش مثل ای هست و یه وقتایی قرمز میشه و خیلی باحاله و قویه و جادو و هرچی بگی داره و من وارد هر انیمه ای بگی کردمش و اون مثل ایساگی قدرت فکری زیادی داره و خیلی بیش از حد با هوشه و دروغ رو احساس میکنه اگه دیده باشین مثل "دروغگوی دوست داشتنی " اگه ندیدین اینجوریه که هرکی دروغ بگه گوشش زنگ میزنه ولی نمیفهمه دقیقا حقیقت چیه و فقط دروغ رو تشخیص میده ولی لیدیا نه تنها دروغ رو احساس میکنه با حس ششم بلکه با هوش بالاش تو چند ثانیه میفهمه حقیقت چیه و در کل خیلی باحاله و توی داستان این مسائل میان و احتمالا بجای ا/ت ، لیدیا رو بیارم توی داستان ولی شما خودتون رو به عنوان لیدیا در نظر بگیرید!
- ۱۱۹
- ۱۶ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط