part

part21
ا.ت ویو
دیدم که توی بیمارستانم و جونگ کوک بالای سرم بود تا دید بهوش اومدم پرستار ها رو صدا کرد

یکی از پرستار ها بهم سرم وصل کرد
جونگ کوک: ا.ت حالت خوبه
ا.ت: آ آره بچم جونگ کوک بچم(تازه ویندوزش بالا اومده)
جونگ کوک: سالمه نگران نباش
ا.ت: کی میتونم بچم و ببینم
جونگ کوک: بعد از اینکه سرمت تموم شد مرخص میشی بچه هم میبینی
ا.ت: باشه دلم درد میکنه
جونگ کوک: بخاطر زایمانه نگران نباش خوب میشی
۲۰ دقیقه بعد
ا.ت ویو
سرمم تموم شد با کمک جونگ کوک بلند شدم یکی از پرستار ها یه بچه بغلش بود اومد سمت ما و بچه رو به من داد خیلی کیوت بود قیافش به شوگا رفته بود شبیه پیشی کوچولو بود بچه طی راه خیلی گریه میکرد حدس زدم شیر میخواد ولی آخه جلوی جونگ کوک بهش شیر‌بدم نه وایسا رسیدیم خونه بهش شیر میدم
عههه بچه ساکت شو دیگه داری مخمو میخوری ایش
ا.ت: جونگ کوک کی می‌رسیم
جونگ کوک:۱۰ دقیقه ی دیگه
ا.ت: باشه من تسلیم (آروم و یواشکی طوری که کوک نبینه به بچه شیر میده)
جونگ کوک: آخی بلاخره دیگه بچه گری....(نگاهش به ا.ت میوفته که داره به بچه شیر میده)
ا.ت: جونگ کوک حواست به رانندگیت باشه به من نگاه نکن
جونگ کوک:باشه باشه
ا.ت: آفرین پسره خوب.
ا.ت ویو
بلاخره بچه دز شیر خوردن دل کند نفساش منظم شده بود پس خوابش برده
ا.ت: جونگ کوک اسم بچه چی باشه
جونگ کوک: هر چی که خودت انتخاب میکنی رو بچه بزار
ا.ت:هانول اسم بچه هانول خوبه
جونگ کوک: عالیییه
ا.ت: ضد حال
جونگ کوک: چی بگم خوب من که بابای بچه نیستم
ا.ت: در کل آدم که هستی میتونی نظر بدی

لایک:۲۰
شوگا:نارنگی هامو بهتون میدم فقط لایک کنید
دیدگاه ها (۱۰)

هعی فردا امتحان دارم ولی باز دارم فیک میخونم تو ویس میچرخم

part22ا.ت ویوا.ت: هانول بگو ما ما نهانول: ........ا.ت: ایش...

part 20.(موقع زایمان ا.ت)ا.ت ویودلم خیلی درد میکنه جونگ کوک ...

عکس خودمو بزارم؟؟؟

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط