{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جوان که بودم از مردم چیزی میخواستم که نمیتوانستند بدهند

جوان که بودم از مردم چیزی می‌خواستم که نمی‌توانستند بدهند: دوستی پیوسته، عاطفه مدام.

حال یاد گرفته‌ام از آنان چیزی بخواهم کمتر از آنچه می‌توانند بدهند: همنشینی بی‌کلام.


📚 آدم اول
👤 آلبر کامو
دیدگاه ها (۱)

👈 فواید جـالب غذا خـوردن روی زمیـن◾ ️درست نشستن و تقویت وضع...

داروهای عامل پوکی استخوان ☄ ️کورتونها مثل دگزامتازون☄ ️قرص ض...

╲\╭® ╭🌹 ╯ ® ╯\╲تقدیــم بہ تڪ تڪ شمـــا🌹 🍃 خــوبان خــدا لح...

به قول مهران مدیری دنیا دیگر جای قشنگی نیست...اگر قرار بود ه...

You must love me... P14

در گوشۀ سلول نشسته‌ام و ناگزیر، برای تو می‌نویسم. اری ناگزیر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط