عاقا از درد بی نتی دارم با بوف حرف میزنم_
عاقا از درد بی نتی دارم با بوف حرف میزنم_
عاقا بیاین یک خاطره از بچگیتون تعریف کنید بدترین سوتی که دادین من یادمه تو اتاق بودم داشتم سناریو مرفتم راه میرفتمبعد با خودم یواش بخاطر سناریو حرف میزنم انگار که دارم یا یه کارکتر حرف میزدم بعد یکدفعه مامانم اومد داخل اتاقم یعنی من داشتم با هوا حرف میزم بعد مامانم که اومد سکته ناقص کردم بعد مامانم گفت هیعع ادم که نزاییدیم یک دک و دیوانه زاییدیم
اخه مادر من _
شماهم بدترین سوتیتون و تعریف کنید بهتون بخندم 🤓☝️
عاقا بیاین یک خاطره از بچگیتون تعریف کنید بدترین سوتی که دادین من یادمه تو اتاق بودم داشتم سناریو مرفتم راه میرفتمبعد با خودم یواش بخاطر سناریو حرف میزنم انگار که دارم یا یه کارکتر حرف میزدم بعد یکدفعه مامانم اومد داخل اتاقم یعنی من داشتم با هوا حرف میزم بعد مامانم که اومد سکته ناقص کردم بعد مامانم گفت هیعع ادم که نزاییدیم یک دک و دیوانه زاییدیم
اخه مادر من _
شماهم بدترین سوتیتون و تعریف کنید بهتون بخندم 🤓☝️
- ۱.۵k
- ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط