{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نینو اه ات خسته شدم

نینو: اه ات خسته شدم

ات: اوف منم چرا تموم نمشیه راستی نینو من امروز نمیام بیرون باعاتون امروز قرار داداشم بیاد

نینو: عه خب باشه

ات

اوف بلاخره مدرسه تموم شد بدو بدو وسایلم رو جمع کردم و دویدم سمت خونه و در زدم

مامان ات: سلام(درو باز میکنه)

میدوع تو کیفشو پرت میکنه و میر سمت اتاق داداشش و درو باز میکنه

ات: داداش

ات: عه چقدر تغییر کردی عمل جراحی کردی؟

کوک: اره خوب شدم😂

ات: اره خیلی خوشگل تر شدی

ته مین: هی ورو جک این جا چیکار میکنی

ات: چی ته جون پس تو کیی

ته جون: چیمیگی من داداشتم اینم دوستمه

ات: هین ای وای سلام

کوک: سلام😂

ات: لطفا بهش نگو(اروم)

کوک: باشه (اروم) چند سالته

ات: کلاس هشتمم

کوک: چی واقعا ولی بهت میاد کلاس ششم باشی نهایت

ات: خب همه میگن

ته حون: بسه وروجک برو بیرون میخوام لباس عوض کنم

ات: کجا میری نمیرم

ته جون: دیره میخوایم بریم دانشگاه

ته جون میره دست ات رو میگیره که ببره بیرون که ات میزنه زیر گریه

ات: مامان مامان ته جون مینو میزنه😭

مامانشون میاد بالا گوش ته حون رو میگیره میبره بیرون

کوک: تو بازیگر خوبی میشی

ات: مرسی

ات: چند سالته؟

کوک: ۲۱

ات: او میگم میشه فردا بیای مدرسم بجای داداشم

کوک: چی چرا من

ات: چون به داداشم یا مامان بابام بگم دعوام میکنن
لطفا بیا بگو داداشمی

کوک: خب باشه

ات: مرسییی

ته جون: کوک بیا برین این الان مغزتو میخوره

کوک: اومدم

کوک: خدافظ

ته جون: خدافظ فسقلی

ات: 👋👅
دیدگاه ها (۷)

سلام قشنگای من میخوام یه رمان بنویسم از کوک و چون یکی گفت...

ترو خدا ایرده بدید برای فیک بعدی چیبنویسم طولانی کوتاه بهم ب...

سادیسمی p/ 13or14

پارت ۱۱بورامامروز ماموریت داریم من باید برم اسلحه هایی که از...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط