این پست رو خودم نوشتم درد و دلای خودمه (یه دختره تنها):
این پست رو خودم نوشتم درد و دلای خودمه (یه دختره تنها):
بعد از رفتنت ...... خیلی تغییر کردم .....
خنده هام از ته دل نیس ... گاهی وقتا در جواب یه اتفاق یا حرف خنده دار فقط یه لبخند میزنم ...
زود عصبانی میشم ... نمیتونم تحمل کنم یکی بهم حرفی بزنه ... حتی اگ شوخی باشه ...
زود گریم میگیره ...
گاهی با شنیدن یه آهنگ ... یا دیدن یه عکس ... یا حتی لباس کسی که شبیه توهه زود ناراحت میشم ...
یهویی همه چیز دنیا دلمو میزنه ... واس مردنم خدا رو به جون همه قسم میدم ...
زود دلگیر میشم ... اونقدری که هر کاری میکنم دلم از طرف صاف بشه ... نمیتونم ...
حوصله ی خیلی چیزا رو ندارم ... حتی مهمونی ... یا بیرون رفتن ...
توی مهمونیا ... با کسی حرف نمیزنم همش یه گوشه میشینم و با خودم حرف میزنم یا خودمو مشغول به ی کاری میکنم ...
توی خونه به کسی کاری ندارم ... کم حرف شدم ... دیگه از شیطونیا و جیغ زدنامو ادا درآوردنام خبری نیس ...
همش توی اتاقمم ... یا گوشه ی اتاق یا پشت در اتاقم نشستم ...
با آهنگام گریه میکنم ... با خاطراتت خودمو زجر میدم ... نابود میکنم ...
دفتر خاطراتمو بر میدارمو واسه ی تو مینویسم ... همه ی اون حرفایی که نشد بهت بزنم ...
گاهی وقتا هم وسط خنده هام گریم میگیره ... گاهی وقتام وسط گریه هام خنده ...
دیگه خبری از اون دختری که اون اوایل دیدی نیس ... خیلی شکسته شده ... خیلی ...
کاش هیچوقت تو زندگیم نیومده بودی ...
for my love ... I
بعد از رفتنت ...... خیلی تغییر کردم .....
خنده هام از ته دل نیس ... گاهی وقتا در جواب یه اتفاق یا حرف خنده دار فقط یه لبخند میزنم ...
زود عصبانی میشم ... نمیتونم تحمل کنم یکی بهم حرفی بزنه ... حتی اگ شوخی باشه ...
زود گریم میگیره ...
گاهی با شنیدن یه آهنگ ... یا دیدن یه عکس ... یا حتی لباس کسی که شبیه توهه زود ناراحت میشم ...
یهویی همه چیز دنیا دلمو میزنه ... واس مردنم خدا رو به جون همه قسم میدم ...
زود دلگیر میشم ... اونقدری که هر کاری میکنم دلم از طرف صاف بشه ... نمیتونم ...
حوصله ی خیلی چیزا رو ندارم ... حتی مهمونی ... یا بیرون رفتن ...
توی مهمونیا ... با کسی حرف نمیزنم همش یه گوشه میشینم و با خودم حرف میزنم یا خودمو مشغول به ی کاری میکنم ...
توی خونه به کسی کاری ندارم ... کم حرف شدم ... دیگه از شیطونیا و جیغ زدنامو ادا درآوردنام خبری نیس ...
همش توی اتاقمم ... یا گوشه ی اتاق یا پشت در اتاقم نشستم ...
با آهنگام گریه میکنم ... با خاطراتت خودمو زجر میدم ... نابود میکنم ...
دفتر خاطراتمو بر میدارمو واسه ی تو مینویسم ... همه ی اون حرفایی که نشد بهت بزنم ...
گاهی وقتا هم وسط خنده هام گریم میگیره ... گاهی وقتام وسط گریه هام خنده ...
دیگه خبری از اون دختری که اون اوایل دیدی نیس ... خیلی شکسته شده ... خیلی ...
کاش هیچوقت تو زندگیم نیومده بودی ...
for my love ... I
- ۱۵.۵k
- ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط