{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه‌استادےداشتیم،

یه‌استادےداشتیم،
حرف‌جالبےمیزد.
میگفت:
یه‌وقتایۍ‌اتفاق‌میوفته‌ڪه‌سر‌نماز‌
حواست‌نیست!😢
یه‌جورایۍ‌وصݪ‌نیستۍ.
یهویۍ‌ناخودآگاه‌‌به‌خودت‌میآی‌و‌
ادامه‌ۍ‌نمازت‌رو‌با‌توجه‌‌‌وحضور‌قلب‌
میخونۍ.💗
همین‌تلنگࢪےڪه‌یهویۍ‌برات‌پیش‌میآد
هم‌ࢪزقـ‌الهیه ...🌷🌸
دیدگاه ها (۰)

ارمَنۍبود؛مۍخـواست‌زبـٰان‌فـٰارسۍ‌رویادبگیرَدتَصمیم‌گِرفـت‌ی...

رو به شش گوشه ترین قبله ی عالم هر صبحبردن نام حسین بن علی می...

:)

آخرین زمزمه ی سایه ها پارت۳

^فیک جونگکوک^(پارت۲۹)

چند پارتی P15هیونجین ذهنش حسابی درگیر بود، یه روز داشت میومد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط