☘️روزی را تصور میکنم که به خودت جرات میدهی و میروی سراغِ
☘️روزی را تصور میکنم که به خودت جرات میدهی و میروی سراغِ پوشه ی عکس هایم؛
یکجا میخندم یک جا خامه ی بستنی به صورتم مالیده ای و عصبانی ام ،
یک جایِ دیگر ژستِ هنری گرفته ام ،
این آخری را هم حتما میبینی که داشتم میبوسیدمت...
آن روز شاید تهِ دلت برایم تنگ شود و بخواهی برگردی.
میبینی من تا کجا امید دارم به آمدنت؟☘️
❤️پ.ن: ما خیلی توهم میزنیم که دوستمون داشتن...بهمون فکر میکنن...ولی نه اونا عین خیالشونم نمیاد...ما دخترا...❤️
📝#آرام_نوشت☘️
#آرام_نوشت
#سحر_رستگار
#دلنوشته
یکجا میخندم یک جا خامه ی بستنی به صورتم مالیده ای و عصبانی ام ،
یک جایِ دیگر ژستِ هنری گرفته ام ،
این آخری را هم حتما میبینی که داشتم میبوسیدمت...
آن روز شاید تهِ دلت برایم تنگ شود و بخواهی برگردی.
میبینی من تا کجا امید دارم به آمدنت؟☘️
❤️پ.ن: ما خیلی توهم میزنیم که دوستمون داشتن...بهمون فکر میکنن...ولی نه اونا عین خیالشونم نمیاد...ما دخترا...❤️
📝#آرام_نوشت☘️
#آرام_نوشت
#سحر_رستگار
#دلنوشته
- ۱۰.۸k
- ۲۴ مرداد ۱۴۰۱
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط