بدیدم طاق ابرویت دلم شد مبتلای تو
بدیدم طاق ابرویت دلم شد مبتلای تو
به شوخی میبرد دل را تو دانی وخدای تو
اگر مطلب تو را این است که من در حسرتت مردم
مرا صد جان اگر باشد همه سازم فدای تو
مشو غافل ز حال من که تا جان در بدن دارم
ز سر بیرون نخواهدشد مرا هرگز هوای تو
بسی خوبان بدیدم من نگشتم مایل ایشان
نمیدانم چه سر است اینکه مردم از برای تو
اگر خوبان عالم را ز سر تا پا بیارایند
دل مسکین جامی رانباشد جز هوای تو
به شوخی میبرد دل را تو دانی وخدای تو
اگر مطلب تو را این است که من در حسرتت مردم
مرا صد جان اگر باشد همه سازم فدای تو
مشو غافل ز حال من که تا جان در بدن دارم
ز سر بیرون نخواهدشد مرا هرگز هوای تو
بسی خوبان بدیدم من نگشتم مایل ایشان
نمیدانم چه سر است اینکه مردم از برای تو
اگر خوبان عالم را ز سر تا پا بیارایند
دل مسکین جامی رانباشد جز هوای تو
- ۱.۳k
- ۰۴ فروردین ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط