{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هر از گاهی

هر از گاهی
آیینه دستشویی من به زبان در میاید...
و حرف های عجیبی میزند!!
مثلا میگوید؛
تنهایی بهای سنگین زلال ماندن است....
من نیز پرده بخار آلودش را پس میزنم
تبسمی آغشته به کف خمیر دندان
تحویلش میدهم
چراغش را خاموش میکنم
و‌به میان شما باز میگردم..!!
دیدگاه ها (۳)

دست به صورتم نزن............میترسم بیفتدنقاب خندانی که بر چه...

چه خوب میشدتو همین روزا خدا میامد پیشم!!ماچم میکرد،یه چایی م...

کم کم یاد خواهی گرفتتفاوت ظریف میان نگه داشتنیک دست، و زنجیر...

خدایا سرده این پاییناز اون بالا تماشا کن....اگه میشه فقط گاه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط