{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قاصد ز برم رفت که آرد خبر از یار...

قاصد ز برم رفت که آرد خبر از یار...

باز آمد و اکنون خبر از خویش ندارد...
دیدگاه ها (۵)

گشته ام در جهان و آخر کار...دلبری بر گزیده ام که نپرس...

تا تو هستی و.. غزڸ هست.. دلم تن...

می بندم این دهان پر از حرف را ولی.آخر سکوت لعنتی ام داد می ز...

بینِ انبوهی از تفاوت ها.شاعران دردِ مشترک دارند.مثلِ ظرفی عت...

ما در پیاله عکس رخ یار دیده ایم ای بی خبر ز مستی و شرب مدام ...

دیشب ز غم ات بیرون شد از جسم ام جان یار دردانه نا وقت آمدی پ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط