{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چه شبی است!

چه شبی است!

چه لحظه‌های سبک و مهربان و لطیفی،

گویی در زیر باران نرم فرشتگان نشسته‌ام.

می‌بارد و می‌بارد و هر لحظه بیش‌تر نیرو می‌گیرد.

هر قطره‌اش فرشته‌ای است که از آسمان بر سرم فرود می‌آید.

چه می‌دانم؟

خداست که دارد یک ریز، غزل می‌سراید؛

غزل‌های عاشقانه‌ی مهربان و پر از نوازش.

هر قطره‌ی این باران،

کلمه‌ای از آن سرودهاست.

دکتر شریعتی
دیدگاه ها (۱)

می‌خواهم برگردم به روزهای کودکی..آن زمان‌ها که پدر تنها قهرم...

مگذار که عشق، به عادت دوست داشتن تبدیل شود!مگذار که حتی آب د...

از یک جایی به بعد آلیس می‌شوی در عجایب سرزمینی که جز خاطره پ...

چه حقیرند مردمی که نه جرأت دوست داشتن دارند و نه اراده‌ی دوس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط