{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آمدی در عاشقی رسوای دنیایم کنی

آمدی در عاشقی رسوای دنیایم کنی
بی خبر از این و آن شیدای شیدایم کنی
با نگاه آتشین در دام افکندی مرا
خواستی سوزنده از آتش سراپایم کنی
دیدگاه ها (۲)

گفتی مرا به خنده :«خوش باد روزگارت»کسی بی تو خوش نباشد ،رو ق...

"سکــــــوت"حرف آخره ...نه اینکه حرفی نباشد ، هستخیلی هم هست...

یک شب برایش تا سحر « گلپونه ها » خواندم ...تنها به لبخندی مر...

کسی هرگز نمی داند چه سازی می زند فردا ...چه می دانی تو از ام...

گفتی که جبران میکنی "    گویم کدامین درد را ؟ "             ...

خلاقیت پروردگاربه تصویرکشیده میشود،تو درگیر مشکلات و سختی‌ها...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط