{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو تلاش نمی کنی منو بشناسی عزیزم...

تو تلاش نمی کنی منو بشناسی عزیزم...
اگه اینطور نبود درست وقتی پر از احساسات منفی‌ام، منطقم زیاد از حد فعال شده و آماده‌ی کنار گذاشتن همه چیزم، بهم پیام نمی‌دادی...
...
حالا، من متاسفم و هزاران حرف دارم، هزاران نوشته و پاک شده... و همچنان سردرگمم، پس تلاش می کنم تمام احساسات باقی‌مونده رو از بین ببرم...و فقط چالش بعدی رو درست پشت سر بگذارم...و تلاش کنم که زنده بمونم

🍀
دیدگاه ها (۰)

اِذا طَلَبْتَ أن تَنجَحَ في عَمَلِکَ، فَقُم بِهِ وَحیداً و ل...

یه جایی خوندم که هر چقدر آدم بهتری باشی، گیاهان، حیوونا و بچ...

ساده میگممی خوام مثل یه رود جاری باشم که احساسات گیاه ها و س...

I know you think that I'mAlways way too self-awareOh, we cou...

پارت بیست و هفتم در آغوش زندان (قلبی که می‌ترسه دوباره بتپه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط