{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هَـــــوا ، هـَــــواےِ حـَــــرَمْ

هَـــــوا ، هـَــــواےِ حـَــــرَمْ


ای که از بوی طعام خانه ها خوابـــــت نبرد

مادرم نذر تو را هر وقت "هم زد" گریه کرد

#رقیه_بنت_الحسین

#یارقیه
#محرم
دیدگاه ها (۱)

حسین آرام جانمنامت به هر زبان که می شنوم گریه می کنمبغضم به ...

همه زندگیـ مآستـاباعبـــدالله...#محرم#زندگی_ما

اصلاً رقیه نه!تو بگو دختر خودتیک شب میان کوچه بخوابد چه میشو...

بابا جان من را ببخش اگر که... لُ..لُ.. لکنت زبان گرفتم آخر ش...

عاشقانه های شبنم

چند پارتی[از خون تا عشق]

PART✦⑧✦_من توضیح نمیخوام پرنسس... +تو ادم کشته بودی توقعه دا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط