{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مقصدم راه است ، اما راه را گم کرده ام

مقصدم راه است ، اما راه را گم کرده ام
خسته ام از اینکه این دلخواه را گم کرده ام

کشتی ام با موج وطوفان میروم بی ناخدا
راه، ناهموار و منزلگاه را گم کرده ام

مانده ام تنها و بی فانوس، از بخت بدم
راه تاریک است و ابری، ماه را گم کرده ام

میروم شاید بیابم راه خود را، کو به کو
در میان باد گویا کاه را گم کرده ام

یوسف گمگشته ام "راه است" میجویم ولی
بی نشانی در بیابان چاه را گم کرده ام

پای لنگان گشته ام هر سو که یابم راه را
رفت عمرم، پای لرزان اه را گم کرده ام

بسکه گشتم تا بیابم راه در بیراهه ها
بین این بیراهه ها همراه را گم کرده ام
دیدگاه ها (۵)

قول دادم به کسی غیر تو عادت نکنماز غم انگیزی این عشق شکایت ن...

ﺍﺷﺘﯿﺎﻗﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺩﯾﺪﺍﺭ ﺗﻮ ﺩﺍﺭﺩ ﺩﻝ ﻣﻦﺩﻝ ﻣﻦ ﺩﺍﻧﺪ ﻭ ﻣﻦ ﺩﺍﻧﻢ ﻭ ﺩﻝ ﺩ...

شده عشقت به کسی ، بیشتر از حد باشد ...هر چه خوبی بکنی ، با د...

فروغ فرخزاددلم گرفته پدربرایم بهار بفرست…زشهر کودکی ام یادگا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط