بگذار آب آتشم بزند, بگذار آبدار گريه کنمدر هواى مريض پايي
بگذار آب آتشم بزند, بگذار آبدار گريه کنمدر هواى مريض پاييزى مثل ابر بهار گريه کنممثل زنهاى در صف شوهر در خيابان و خانه حل بشوممثل مردان موجى مجنون پشت هر انفجار گريه کنماين که بى دست و بى سر و بى پام باعثش جسم ناقص پدر استمثل سابق دوباره بايد بر کرسى اقتدار گريه کنمآدمکهاى مرده مثل منند, همه گهواره ساز و گورکنندمستطيل عاقبت مجابم کرد که فقط در حصار گريه کنمباغبان! باغبان! حلالم کن! بايد از خاک خود فرار کنمحق بده من که هر شبم يلداست, خون ببارم انار گريه کنمبگذار اين يکى دو تايم را بشمارم که صفر نزديک استاشکهايم ستاره هاى منند تا که دنباله دار گريه کنم...
- ۲.۰k
- ۲۲ شهریور ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط