تو را افسون چشمانم ز ره برده ست و می دانم

🌿 🌸 🍁 🍃 🌺 🍂 تو را افسون چشمانم زِ رَه بُرده ست و می دانم
چرا بیهوده می گویی که دل چون آهنی دارم ... نمی دانی ، نمیدانی، که من جز چشم افسونگر
در این جام لبانم ، بادهٔ مرد افکنی دارم ... چرا بیهوده می کوشی که بگریزی ز آغوشم؟
از این سوزنده تر هرگز نخواهی یافت آغوشی ... #فروغ_فرخزاد 🌿 🌸 🍁 🍃 🌺 🍃
دیدگاه ها (۱)

در وصل هم ، ز عشق تو ای گُل ، در آتشمعاشق نمی شوی ، که ببین...

امشب تمام حوصله ام نذر ناز تو راز و نیاز نیمه شبم شرح راز تو...

الیوم جمعه وشوفت عیونک ثواب حاط الله ویاک یل ما جیتنه من کثر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط